ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 1 رای - 3 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
فی البداهه ها
نویسنده پیام
shahrzad آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 72
تاریخ ثبت نام: خرد ۱۳۸۸
اعتبار: 5


تشکرها : 133
( 310 تشکر در 59 ارسال )
شماره ارسال: #1
فی البداهه ها

همیشه برای نوشتن وقت بوده و هست.... همیشه برای عاشق شدن بهانه ای بوده و هست... این تنها مانع من بودم...

 

... دوست می دارم این جستار مجالی باشد برای تراوشات ذهنی ما زمانی که از سر احساس جمله ای به ذهنمان خطور می کند.


من برای آن که بتوانم مهربانی کنم ناچارم که در ابتدا خشونت پیشه گیرم
۴-۷-۱۳۸۸ ۱۱:۱۵ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بانو, سروان رنو, دشمن مردم, موسيو وردو, سم اسپید, الیور هاردی, الیشا, ترومن بروینک, آوینا
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
*******

ارسال ها: 1,030
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۸۸
اعتبار: 28


تشکرها : 2431
( 3862 تشکر در 751 ارسال )
شماره ارسال: #2
RE: فی البداهه ها

منظور شعرها یا جملاتی هست که در ذهن خودمان ساخته می شود یا شعرهایی از دیگران که به خاطرمان می آید ؟

۴-۷-۱۳۸۸ ۱۱:۲۵ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
shahrzad آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 72
تاریخ ثبت نام: خرد ۱۳۸۸
اعتبار: 5


تشکرها : 133
( 310 تشکر در 59 ارسال )
شماره ارسال: #3
RE: فی البداهه ها

(۴-۷-۱۳۸۸ ۱۱:۲۵ عصر)سروان رنو نوشته شده:  

منظور شعرها یا جملاتی هست که در ذهن خودمان ساخته می شود یا شعرهایی از دیگران که به خاطرمان می آید ؟

معمولا فی البداهه ها زاییده ذهن خودمان هستند. سخنان دیگر هنر مندان گرچه شیرین است. ولی گاهی خلق یک عبارت زیبا شیرین تر می نماید.


من برای آن که بتوانم مهربانی کنم ناچارم که در ابتدا خشونت پیشه گیرم
۵-۷-۱۳۸۸ ۰۵:۵۴ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : اهو
IranClassic آفلاین
ادمین
******

ارسال ها: 682
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۸۸
اعتبار: 17


تشکرها : 1904
( 2841 تشکر در 510 ارسال )
شماره ارسال: #4
RE: فی البداهه ها

و آزادی ... این کودک بیچاره هزار پدر .... هنوز یتیم و آواره است .... چون هاچ زنبور عسل .... در جستجوی مادر ...

پ.ن: در این تاپیک با این موضوع جالب باید منتظر جمله های عجیب و البته زیبا بود.


اگر هنر نبود ، حقیقت ما را می کشت .
۶-۷-۱۳۸۸ ۰۱:۳۵ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : shahrzad, سروان رنو, بانو, موسيو وردو, الیشا
بانو آفلاین
مدیر داخلی
*******

ارسال ها: 124
تاریخ ثبت نام: مرد ۱۳۸۸
اعتبار: 37


تشکرها : 3102
( 1422 تشکر در 118 ارسال )
شماره ارسال: #5
RE: فی البداهه ها

تشکر از شهرزاد عزیز به خاطر این تاپیک خاص و زیبا...

زمانی نوشتم:

بودم آن غمزده پروانه...، تو... شمعی خاموش!

اینک آن شمع فرومرده منم، یادت هست...؟!

۶-۷-۱۳۸۸ ۰۶:۳۵ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : shahrzad, موسيو وردو, سم اسپید, الیور هاردی, الیشا, ترومن بروینک, نیومن
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
*******

ارسال ها: 1,030
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۸۸
اعتبار: 28


تشکرها : 2431
( 3862 تشکر در 751 ارسال )
شماره ارسال: #6
RE: فی البداهه ها

دیشب آسمان گریه می کرد و اشک های زیبایش بر زمین می ریخت. دیشب آسمان فریاد می کرد و صدای رعدناک اش دل شب را می شکافت. من آن گریه و این اشک ها ، آن فریاد و این صداها  را دوست دارم.

۷-۷-۱۳۸۸ ۰۲:۲۲ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بانو, IranClassic, Negar, موسيو وردو, اهو, الیشا, ترومن بروینک
بانو آفلاین
مدیر داخلی
*******

ارسال ها: 124
تاریخ ثبت نام: مرد ۱۳۸۸
اعتبار: 37


تشکرها : 3102
( 1422 تشکر در 118 ارسال )
شماره ارسال: #7
فی البداهه ها

... امیدوارم با این تک مضراب زدن(بیت و نه جمله) نظم زیبای تالار را بر هم نزنم...

ز عشق گفتنم انگار... خنده ای تلخ است؛

زبان بی هنرم، جلوه ای ازین غوغاست....!

به پارسی بزرگان میهنم سوگند...؛

نوشتن از سر درد است و درد من .... زیباست...!

۷-۷-۱۳۸۸ ۰۶:۵۸ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : shahrzad, IranClassic, موسيو وردو, سم اسپید, الیور هاردی, الیشا, ترومن بروینک
shahrzad آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 72
تاریخ ثبت نام: خرد ۱۳۸۸
اعتبار: 5


تشکرها : 133
( 310 تشکر در 59 ارسال )
شماره ارسال: #8
RE: فی البداهه ها

رد پای عبور پاییز بر دل من چه زرین و مهربان نقش می بندد و من باز عاشق می شوم. من از پاییز دلگیر نیستم. از هیچ یک از روزهای خدا غمی به دل ندارم که هر روز می توانست و می تواند فصل روییدن دوباره من باشد.



فایل های ضمیمه بند انگشتی
   

من برای آن که بتوانم مهربانی کنم ناچارم که در ابتدا خشونت پیشه گیرم
۷-۷-۱۳۸۸ ۰۹:۰۹ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : IranClassic, بانو, موسيو وردو, سم اسپید, اهو, الیشا, ترومن بروینک
IranClassic آفلاین
ادمین
******

ارسال ها: 682
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۸۸
اعتبار: 17


تشکرها : 1904
( 2841 تشکر در 510 ارسال )
شماره ارسال: #9
RE: فی البداهه ها

این سنت گذاشتن عکس در کنار نوشته که سروان و شهرزاد شروع  کردن بار احساسی جمله ها را دوچندان می کند. فصل پاییز را  فصل عاشقان لقب داده اند و ناخودآگاه انسان در این فصل طبع شعرش گل می کند.


اگر هنر نبود ، حقیقت ما را می کشت .
۷-۷-۱۳۸۸ ۰۹:۱۵ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ترومن بروینک
shahrzad آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 72
تاریخ ثبت نام: خرد ۱۳۸۸
اعتبار: 5


تشکرها : 133
( 310 تشکر در 59 ارسال )
شماره ارسال: #10
RE: فی البداهه ها

چه تلخ است که ببینی نخستین گل سرخ باغت در اوج بهار پر پر شده. چه سخت است که گوشه ای از قلبت را به کسی داده باشی و به ناگاه کنج قلبت کنده شود. چه عذاب آور است که ببینی  عشق دست نیافتنی ات را در گورستان سرد خاموشی دفن می کنند. ماجرا از کی شروع شد؟!...


من برای آن که بتوانم مهربانی کنم ناچارم که در ابتدا خشونت پیشه گیرم
۹-۷-۱۳۸۸ ۱۲:۰۱ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : IranClassic, سم اسپید, اهو, الیشا
shahrzad آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 72
تاریخ ثبت نام: خرد ۱۳۸۸
اعتبار: 5


تشکرها : 133
( 310 تشکر در 59 ارسال )
شماره ارسال: #11
RE: فی البداهه ها

وجودت همه نور و روشنایی بود. پناه بر عشق می برم از این همه آفتاب...

   


من برای آن که بتوانم مهربانی کنم ناچارم که در ابتدا خشونت پیشه گیرم
۱۲-۷-۱۳۸۸ ۰۹:۲۶ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بانو, IranClassic, سروان رنو, سم اسپید, الیور هاردی, الیشا
بانو آفلاین
مدیر داخلی
*******

ارسال ها: 124
تاریخ ثبت نام: مرد ۱۳۸۸
اعتبار: 37


تشکرها : 3102
( 1422 تشکر در 118 ارسال )
شماره ارسال: #12
فی البداهه ها

به مژگانی که سرتاسر بلایی خانمان سوز است و

گیسویی که شب را با شکنج خویش بشکسته است...؛

بیا و آسمان را تا طلوع صبح روشن کن...

که ماه از فرط تنهایی، به موج آب...دلبسته است...

۱۲-۷-۱۳۸۸ ۱۰:۰۳ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : shahrzad, IranClassic, سروان رنو, سم اسپید, الیور هاردی, الیشا, ترومن بروینک, نیومن
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
*******

ارسال ها: 1,030
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۸۸
اعتبار: 28


تشکرها : 2431
( 3862 تشکر در 751 ارسال )
شماره ارسال: #13
RE: فی البداهه ها

این شعر رو  الان خودم سرودم : bikhial

ز فیلم و سینما و ماهواره ... همه پر گشته وقت کار و خانه   (  بقیه شو بخون ! )

من از تلویزیون هرگز ننالم .... که این گفته شده صدها هزاره   ( قافیه رو دارید ! )

هر از گاهی که اینترنت به راه است .... من را این کافه باشد راه چاره  ( آخ جان ! )

۱۵-۷-۱۳۸۸ ۱۰:۰۴ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بانو, shahrzad, IranClassic, موسيو وردو, ژان والژان, اهو, الیشا, ترومن بروینک
shahrzad آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 72
تاریخ ثبت نام: خرد ۱۳۸۸
اعتبار: 5


تشکرها : 133
( 310 تشکر در 59 ارسال )
شماره ارسال: #14
RE: فی البداهه ها

تو همان شوق نهفته ای که قلب بی تاب مرا مشتاق تر می سازد. فلسفه نمی بافم. ولی ... همچنان به عاشقانه های بی کران من بتاب.


من برای آن که بتوانم مهربانی کنم ناچارم که در ابتدا خشونت پیشه گیرم
۱۷-۷-۱۳۸۸ ۱۰:۳۶ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بانو, سروان رنو, IranClassic, سم اسپید, الیشا, ترومن بروینک
shahrzad آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 72
تاریخ ثبت نام: خرد ۱۳۸۸
اعتبار: 5


تشکرها : 133
( 310 تشکر در 59 ارسال )
شماره ارسال: #15
RE: فی البداهه ها

...دل من ابر بهار است که زمان و مکان نمی داند... گلدان پلاسیده عشقت را به من بسپار...


من برای آن که بتوانم مهربانی کنم ناچارم که در ابتدا خشونت پیشه گیرم
۹-۸-۱۳۸۸ ۱۰:۵۱ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بانو, سروان رنو, سم اسپید, الیشا
IranClassic آفلاین
ادمین
******

ارسال ها: 682
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۸۸
اعتبار: 17


تشکرها : 1904
( 2841 تشکر در 510 ارسال )
شماره ارسال: #16
RE: فی البداهه ها

 ... من در دریای عشق بی پارو مانده ام ... به امید موجی تا مرا به ساحل برساند ...


اگر هنر نبود ، حقیقت ما را می کشت .
۹-۸-۱۳۸۸ ۱۱:۴۶ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بانو, سروان رنو, اهو, الیشا, ترومن بروینک, نیومن
shahrzad آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 72
تاریخ ثبت نام: خرد ۱۳۸۸
اعتبار: 5


تشکرها : 133
( 310 تشکر در 59 ارسال )
شماره ارسال: #17
RE: فی البداهه ها

سهم من از عاشقانه های دور و دراز تو همین غم نامه شیرین بود که گاه و بی گاه برایت سروده ه ام و بر واژه واژه اش اشک ریخته و گریسته ام... به راستی تو را کجا دیدم؟ کی شنیدم؟ به کدامین نوا عاشق گشتم؟... ندانم... و به ذائقه ام همین خوش تر آید که تو را ندانسته دوست بدارم و عشق بورزم. باران بهاری که به نا گاه بر صحن دلم باریدی. اشعه های نخستین آفتابی که چشمانم را به روشنی گشودی. تو عاشقانه ترین ملودی احساس منی که بر صفحه نت وجودم نشستی و چه خوش نشستی و ماندگار شدی...

 


من برای آن که بتوانم مهربانی کنم ناچارم که در ابتدا خشونت پیشه گیرم
۲۳-۹-۱۳۸۸ ۱۱:۱۷ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بهزاد کازابلانکا, بانو, IranClassic, سروان رنو, سم اسپید, الیور هاردی, الیشا
بهزاد کازابلانکا آفلاین
متولد کازابلانکا
***

ارسال ها: 811
تاریخ ثبت نام: شهر ۱۳۸۸
اعتبار: 30


تشکرها : 1896
( 3031 تشکر در 656 ارسال )
شماره ارسال: #18
RE: فی البداهه ها

آمدمت که بنگرم تا که نظر به خود کنم    

   سیر نمی شود نظر بس که لطیف منظـری

گفتم اگر نبـینمت مهـر فرامشـم شـود    

    مـی روی و مقـابلــی غایـب و در تصــــوری 


تنهــا صداست کـه مـیمانــد
فروغ فرخزاد
۲۴-۹-۱۳۸۸ ۰۸:۱۷ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : موسيو وردو, الیشا, نیومن
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
*******

ارسال ها: 1,030
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۸۸
اعتبار: 28


تشکرها : 2431
( 3862 تشکر در 751 ارسال )
شماره ارسال: #19
RE: فی البداهه ها

ستوده جان ، این که شعر سعدی است ! :eee2

اینو  باید در تاپیک اشعار دلبرانه بذاری. اینجا فقط شعرهایی که از خودمون می سازیم رو قرار می دیم: nnnn:

دانمت آستین چرا پیش جمال میبری
رسم بود کز آدمی روی نهان کند پری

معتقدان و دوستان از چپ و راست منتظر
کبر رها نمیکند کز پس و پیش بنگری

آمدمت که بنگرم باز نظر به خود کنم
سیر نمیشود نظر بس که لطیف منظری


غایت کام و دولتست آن که به خدمتت رسید
بنده میان بندگان بسته میان به چاکری

روی به خاک مینهم گر تو هلاک میکنی
دست به بند میدهم گر تو اسیر میبری

هر چه کنی تو برحقی حاکم و دست مطلقی
پیش که داوری برند از تو که خصم و داوری

بنده اگر به سر رود در طلبت کجا رسد
گر نرسد عنایتی در حق بنده آن سری

گفتم اگر نبینمت مهر فرامشم شود
میروی و مقابلی غایب و در تصوری


جان بدهند و در زمان زنده شوند عاشقان
گر بکشی و بعد از آن بر سر کشته بگذری

سعدی اگر هلاک شد عمر تو باد و دوستان
ملک یمین خویش را گر بکشی چه غم خوری


زندگی به دو نیم است ؛ نیمه ی اول به انتظار نیمه ی دوم و نیمه ی دوم در حسرت نیمه ی اول .
۲۴-۹-۱۳۸۸ ۰۸:۵۲ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : shahrzad, موسيو وردو, الیشا
Negar آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 61
تاریخ ثبت نام: بهم ۱۳۸۸
اعتبار: 4


تشکرها : 129
( 441 تشکر در 60 ارسال )
شماره ارسال: #20
RE: فی البداهه ها

    با عرض پوزش از همه ی دوستان، این شعر برخلاف سنت این کنج کافه، در لحظه گفته نشده و تاریخش متعلق به چند فصل قبل هست! ولی چون دوستش دارم با اجازه ی همه اینجا مینویسمش.  



کار من تنهایی ست.

و من، مشغله ی عزلت.

در بحبوحه ی یادداشتهای روزشمار پیر

از گذر برگهای خاطره

چیزی بهم نمی رسد...

آیینه ها را پنهان کن

نقش خویشتنم بر خطوط حافظه شاید که

دست نخورده بماند.


                                       ن.

                                   بهار88.


کورها به راه حل فکر می کنند، من بینا هستم.
گدار
۴-۱۲-۱۳۸۸ ۰۹:۳۹ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : IranClassic, موسيو وردو, سم اسپید, الیور هاردی, الیشا, نیومن
ارسال پاسخ 


پرش در انجمن: