ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 4 رای - 4.25 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دیالوگهای ماندگار
نویسنده پیام
IranClassic آفلاین
ادمین
******

ارسال ها: 684
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۸۸
اعتبار: 18


تشکرها : 1905
( 2897 تشکر در 514 ارسال )
شماره ارسال: #41
RE:

آقای اسمیت :  آقا این خانم همسرِ منه. خجالت بکشید.

گروچو مارکس: اگه این خانوم زنِ شماست، این شمایید که باید خجالت بکشید.

یک شب در کازابلانکا ( برادران مارکس )


اگر هنر نبود ، حقیقت ما را می کشت .
۱۶-۷-۱۳۸۸ ۱۲:۵۷ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, بانو, shahrzad, Negar, رزا, Papillon
بانو آفلاین
مدیر داخلی
*******

ارسال ها: 126
تاریخ ثبت نام: مرد ۱۳۸۸
اعتبار: 38


تشکرها : 3143
( 1451 تشکر در 120 ارسال )
شماره ارسال: #42
RE: دیالوگهای ماندگار

فیلم سرب کیمیایی، دیالوگ زیبا کم نداشت...هرچند عده ای از منتقدین اثر را شعارگونه خواندند اما سنت شکنی وی مثال زدنی بود...

این جمله ها را دوست دارم ...

((مرد باید گریه هم بلد باشه !))

نوری(هادی اسلامی): خبرو از کی گرفتی؟

صاحب روزنامه: از یه خبرنگار مثل خودت!

نوری: اون خبرنگار نیست، پنج زاری نگاره!تومنی نگاره! شهربانی میدونه که برادر من چکارس، ته و توشو من در میارم! من درنیارم هستن که درآرن! اما تورو این وسط چی که هنوز هیچی نشده داری اعدامش می کنی؟! و الی آخر...

 این سکانس با صدای استاد منوچهر اسماعیلی برروی مرحوم هادی اسلامی و صدای خسروخسروشاهی نازنین برروی امین تارخ...جوان آن سالهای سینما...


تارخ: تو، جای یه آدم، راه می افتادی که یه مسلمونو وادار کنی، برگرده، برای یه یهودی شهادت بده...؟ برا یه جهود ؟!

اسلامی: آره! من طرف حقم! چیزی به من حکم نمی کنه برا اینکه یهودی هستی طرفت نباشم ! آدم باش، یهودی باش! آدم باش، مسلمون باش! آدم باش، هرچی می خوایی باش...!!

گویندگان اثر:

 منوچهر اسماعیلی : مرحوم هادی اسلامی، جمشید مشایخی، مرحوم جلال مقدم

خسرو خسروشاهی : امین تارخ

مرحوم عطاالله کاملی: فتحعلی اویسی

ژرژ پطرسی: سعید پیردوست

زهره شکوفنده: فریماه فرجامی

۱۶-۷-۱۳۸۸ ۰۸:۱۹ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, shahrzad, رزا, ژان والژان, Papillon
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
*******

ارسال ها: 1,033
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۸۸
اعتبار: 28


تشکرها : 2441
( 3949 تشکر در 757 ارسال )
شماره ارسال: #43
RE:

(۱۶-۷-۱۳۸۸ ۱۲:۵۷ عصر)IranClassic نوشته شده:  

اگه این خانوم زنِ شماست، این شمایید که باید خجالت بکشید.

 

 وای ... مُردم از خنده khande


اینم یه تیکه از شبی در اپرا شون :

گروچو (خطاب به كالسكه ران) :  اين نزديكترين خطري بود كه تا به حال از بيخ گوشم گذشته است! زود پولم را پس بده.
 كالسكه ران : بيخود حرف نزن. مگر اپرا را دوست نداري؟
 گروچو: دوست داشته باشم؟ شبي كه كاروسو داشت «بوهم» را در متروپوليتن مي خواند، مثل يك بچه گريه مي كردم ! اصلا اين يكي راجع به چه است؟
كالسكه ران : يك مرد هست. او دلقك است. نامش كاينو است. يك زن زيبا دارد.

ـ گروچو: چطوري است كه همه ي دلقك ها زنان زيبا دارند؟ من سالهاست دلقكي مي كنم و حتي يك خط تلفن ندارم !


فیلم شبی در کازابلانکا ( این نسخه ای که چند ماه پیش از TV پخش شد ) دوبله جدید بود. کیفیت خوبی هم داشت. آیا صدای گروچو مارکس همان دوبلور قدیمی اون بود ؟!  خوب به چهره اش می خورد . :huh:

۱۶-۷-۱۳۸۸ ۰۸:۲۶ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بانو, shahrzad, رزا, Papillon
shahrzad آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 72
تاریخ ثبت نام: خرد ۱۳۸۸
اعتبار: 5


تشکرها : 133
( 310 تشکر در 59 ارسال )
شماره ارسال: #44
RE: دیالوگهای ماندگار

به یاد ندارم که این دیالوگ از ایرج رضایی مربوط به کدام فیلم است:

عجب روزی بود... عجب روز تلخی بود.

همچنان که در جای دیگری از همین فیلم می گفت:

ندید بدید بیا. گدازاده بیا....


من برای آن که بتوانم مهربانی کنم ناچارم که در ابتدا خشونت پیشه گیرم
۱۷-۷-۱۳۸۸ ۱۱:۰۸ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بانو, سروان رنو, رزا, Papillon
Ario آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 53
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۸۸
اعتبار: 3


تشکرها : 72
( 120 تشکر در 30 ارسال )
شماره ارسال: #45
RE: دیالوگهای ماندگار

احمقها در اکسفورد

هاردی: ما این اقا رو کجا دیدیم؟

استن : تو میمون فروشی

۱۸-۷-۱۳۸۸ ۰۷:۴۰ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, shahrzad, IranClassic, Negar, رزا, Papillon
shahrzad آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 72
تاریخ ثبت نام: خرد ۱۳۸۸
اعتبار: 5


تشکرها : 133
( 310 تشکر در 59 ارسال )
شماره ارسال: #46
RE: دیالوگهای ماندگار

این هم دو دیالوگ از فیلم جو بث( به گمانم از برت لنکستر بود) باصدای مرحوم ایرج ناظریان:

اینطوری به من نگاه نکن. فکر خودت بود.

به اطرافت نگاه کن جوزف لی. ببین خدا چی آفریده.


من برای آن که بتوانم مهربانی کنم ناچارم که در ابتدا خشونت پیشه گیرم
۱۸-۷-۱۳۸۸ ۱۰:۱۷ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, رزا, Papillon
IranClassic آفلاین
ادمین
******

ارسال ها: 684
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۸۸
اعتبار: 18


تشکرها : 1905
( 2897 تشکر در 514 ارسال )
شماره ارسال: #47
RE: دیالوگهای ماندگار

هاردی: میخوام ازدواج كنم

لورل: با كی ؟

هاردی: معلومه دیگه, با یه زن. .... مگه تو كسی رو دیدی كه با یه مرد ازدواج كنه ؟

لورل: آره

هاردی : كی ؟

لورل:  خواهرم


اگر هنر نبود ، حقیقت ما را می کشت .
۱۹-۷-۱۳۸۸ ۰۱:۱۳ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Ario, shahrzad, سروان رنو, Negar, رزا, Papillon
Ario آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 53
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۸۸
اعتبار: 3


تشکرها : 72
( 120 تشکر در 30 ارسال )
شماره ارسال: #48
RE: دیالوگهای ماندگار

بیلیاردباز

پل نیومن: بشکه من بهترینم حتی اگر ببازم باز هم بهترینم

۱۹-۷-۱۳۸۸ ۰۱:۱۴ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رزا
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
*******

ارسال ها: 1,033
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۸۸
اعتبار: 28


تشکرها : 2441
( 3949 تشکر در 757 ارسال )
شماره ارسال: #49
RE: دیالوگهای ماندگار

سروان فرانسوی: ممکنه آب و هوای کازابلانکا برای شما گرم باشه ، سرگرد.

سرگرد آلمانی: ما آلمان ها باید به همه نوع آب و هوایی عادت کنیم ،  از روسیه گرفته تا صحرا  !  ببینم در مورد پیدا کردن قاتلین مامور ما تا حالا چه اقدامی کردین ؟

سروان:  نظر به اهمیت موضوع ، افراد من همه جا ، به جای یک نفر ، دو نفر رو دستگیر می کنن !! khande

- کازابلانکا -

۲۰-۷-۱۳۸۸ ۱۰:۴۹ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : IranClassic, Negar, رزا, ژان والژان
soheil آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 402
تاریخ ثبت نام: مرد ۱۳۸۸
اعتبار: 15


تشکرها : 686
( 1113 تشکر در 284 ارسال )
شماره ارسال: #50
RE: دیالوگهای ماندگار

من يه يهودي ام.

آره پدراي من مسيح رو به صليب كشيدن.

و بايد بگم خوب شد كه مسيح تو روزگار ما كشته نشد وگرنه الان تو گردن هر جوون مسيحي يه صندلي آويزون بود !

 

خسرو خسروشاهي/داستين هافمن/لني

۲۱-۷-۱۳۸۸ ۰۵:۱۰ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, IranClassic, رزا
Ario آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 53
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۸۸
اعتبار: 3


تشکرها : 72
( 120 تشکر در 30 ارسال )
شماره ارسال: #51
RE: دیالوگهای ماندگار

سرکار استوار:صمد این خانوم میگه بچه تو شکمش مال توست

صمد:اگه بچه منه پس تو شکم این چکار میکنه

۲۱-۷-۱۳۸۸ ۱۱:۴۶ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, IranClassic, رزا
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
*******

ارسال ها: 1,033
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۸۸
اعتبار: 28


تشکرها : 2441
( 3949 تشکر در 757 ارسال )
شماره ارسال: #52
RE: دیالوگهای ماندگار

" من ... در ... دوره دولت آيزنهاور با زني آشنا بودم .... خلاصه ... رابطه جالبي بود چون ... چون مي خواستم کاري رو باهاش بکنم که آيزنهاور داشت توي اون هشت سال آخر با کشور مي کرد "

آنی هال - وودی آلن :heart:- با صدای اصغر افضلی

 

۲۲-۷-۱۳۸۸ ۰۱:۰۱ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : soheil, IranClassic, رزا
soheil آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 402
تاریخ ثبت نام: مرد ۱۳۸۸
اعتبار: 15


تشکرها : 686
( 1113 تشکر در 284 ارسال )
شماره ارسال: #53
RE: دیالوگهای ماندگار

پدر:چرا اينقدر مشروب مي خوري؟چي تورو اينقدر ناراحت كرده؟

بريك:دروغ.

پدر:كي بهت دروغ گفته؟

بريك:حتي يه نفرم نيست كه راست بگه.

حسين رحماني/برل آيوز

چنگيز جليلوند/پل نيومن

گربه روي شيرواني داغ

۲۲-۷-۱۳۸۸ ۰۲:۱۲ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رزا
IranClassic آفلاین
ادمین
******

ارسال ها: 684
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۸۸
اعتبار: 18


تشکرها : 1905
( 2897 تشکر در 514 ارسال )
شماره ارسال: #54
RE: دیالوگهای ماندگار

آقای رئیس جمهور ، مطمئنم اگر ما پیشدستی کنیم ، تلفاتمون خیلی ناچیزه  ، نمی گم آب از آب تکون نمیخوره ، فقط می گم که فوقش بیشتر از ده یا بیست میلیون نفر کشته نمی شن .

دکتر استرنج لاو - پیتر سلرز


اگر هنر نبود ، حقیقت ما را می کشت .
۲۲-۷-۱۳۸۸ ۰۸:۰۴ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, رزا
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
*******

ارسال ها: 1,033
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۸۸
اعتبار: 28


تشکرها : 2441
( 3949 تشکر در 757 ارسال )
شماره ارسال: #55
RE: دیالوگهای ماندگار

سلام  جاناتای

( همشهری کین ) اورسن ولز - با صدای پر ابهت ایرج ناظریان

این روزها با دیدن این صداهای تیتیش مامانی جدید، بیشتر به ارزش دوبلورهای قدیم پی می برم. مثل اینکه غذاهای فست فودی و زندگی ماشینی و راحت ، حنجره ها را هم تنبل و لوس کرده است . چرا دیگر صدای خشن ، صدای پر ابهت ، صدای آسمانی و انواع متنوع صدا بین جدیدترها نداریم ؟

۲۷-۷-۱۳۸۸ ۰۱:۰۵ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رزا, چارلز کین
IranClassic آفلاین
ادمین
******

ارسال ها: 684
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۸۸
اعتبار: 18


تشکرها : 1905
( 2897 تشکر در 514 ارسال )
شماره ارسال: #56
RE: دیالوگهای ماندگار

... و خداوند عیسی را آفرید و عیسی خداوند را آفرید ....  آنگاه  خداوند عیسی را آفرید سپس عیسی خداوند را آفرید ... !

آنتونی کویین در نقش کشیش قلابی در توپ های سن سباستین


اگر هنر نبود ، حقیقت ما را می کشت .
۲۹-۷-۱۳۸۸ ۱۲:۳۹ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : soheil, سروان رنو, Negar, رزا
بهزاد کازابلانکا آفلاین
متولد کازابلانکا
***

ارسال ها: 811
تاریخ ثبت نام: شهر ۱۳۸۸
اعتبار: 31


تشکرها : 1902
( 3129 تشکر در 659 ارسال )
شماره ارسال: #57
RE: دیالوگهای ماندگار

اولین خون

حسین عرفانی به جای  ریچارد کرینا مربی رامبو

<<من نیومدم رامبو را از دست شما نجات بدم  اومدم شما را از دست رامبو نجات بدم>>


تنهــا صداست کـه مـیمانــد
فروغ فرخزاد
۱-۸-۱۳۸۸ ۰۶:۰۲ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, IranClassic, رزا
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
*******

ارسال ها: 1,033
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۸۸
اعتبار: 28


تشکرها : 2441
( 3949 تشکر در 757 ارسال )
شماره ارسال: #58
RE: دیالوگهای ماندگار

(۱-۸-۱۳۸۸ ۰۶:۰۲ عصر)بهزاد ستوده نوشته شده:  

<<من نیومدم رامبو را از دست شما نجات بدم  اومدم شما را از دست رامبو نجات بدم>>

 tajob2   ....  :D


جایی برای پیرمردها نیست

A:  اگه برنگشتم به مادرم تلفن کن بگو دوستش دارم.
B:  مادرت مرده !
A:  خب پس خودم بهش میگم !

 


زندگی به دو نیم است ؛ نیمه ی اول به انتظار نیمه ی دوم و نیمه ی دوم در حسرت نیمه ی اول .
۲-۸-۱۳۸۸ ۰۷:۱۵ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : IranClassic, shahrzad, بانو, رزا
shahrzad آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 72
تاریخ ثبت نام: خرد ۱۳۸۸
اعتبار: 5


تشکرها : 133
( 310 تشکر در 59 ارسال )
شماره ارسال: #59
RE: دیالوگهای ماندگار

گویا در تاپیک مجاور بحثی در مورد ناصر تهماسب و صدای جادوییش در جریان بود. در همین رابطه دیالوگی می آورم از فیلم شیرفروش محله – از جمله فیلمهای هارولد لوید _ و با گویندگی ناصر تهماسب ( صدای همیشگی و محبوب هارولد لوید) به جای او :

چرا می پرسی ؟ مگه خنگی؟

چیزی نیست. فقط حالیش می کنم. فقط همین


من برای آن که بتوانم مهربانی کنم ناچارم که در ابتدا خشونت پیشه گیرم
۳-۸-۱۳۸۸ ۱۱:۴۶ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : IranClassic, بانو, سروان رنو, zhivago, رزا
IranClassic آفلاین
ادمین
******

ارسال ها: 684
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۸۸
اعتبار: 18


تشکرها : 1905
( 2897 تشکر در 514 ارسال )
شماره ارسال: #60
RE: دیالوگهای ماندگار

با سپاس از شهرزاد ؛

اتفاقا آقای طهماسب در برنامه هم گفت که یکی از موسسات خصوصی ، مجموعه فیلم های هارولد لوید را خریده و متاسفانه از آقای طهماسب برای دوبله دعوت نکرده است narahat. چقدر صدای طهماسب بر شخصیت لوید قشنگ می نشیند.   یاد اون دیالوگ جالب هارولد لوید می افتم که جمله رمز بود و وقتی توی دردسر افتاده بود برای کمک خواستن فریاد می زد:

بوی بارون می آد .... بوی بارون می آد ! 

 


اگر هنر نبود ، حقیقت ما را می کشت .
۴-۸-۱۳۸۸ ۰۱:۲۶ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Savezva, سروان رنو, shahrzad, بانو, رزا
ارسال پاسخ 


پرش در انجمن: