ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
قهوه خانه ی کافه کلاسیک ( احوال پرسی دوستان )
نویسنده پیام
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
*******

ارسال ها: 1,033
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۸۸
اعتبار: 28


تشکرها : 2441
( 3949 تشکر در 757 ارسال )
شماره ارسال: #181
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک ( احوال پرسی دوستان )

*** 


ای کاپیتان آرام شو , آرام شو ..... لطفا بیا با اشمیتیان همراه شو

قدرت رایش هر زمان پشتیبان توست ... این نژاد آریا همواره اندر یاد توست

 ***

هر چه ما از ابتکار و هوش اشمیت گفته ایم .... تو مپندار که لافی و گزاف می گفته ایم

این همان بودست که دنیا دیده است ...... فیلم هنر آن را به پرده اندر بـُرده است

 ***

چون گورینگ لوفت وافه را بنیان نهاد .... از همان اول بساط آذرخش درهم دراند

 گر یکی اسپیت فایر در آسمان پیدا شود .... بر لب ما رژلب و سرخاب نمایان می شود

ما تمام آسمان را قبضه ی خود کرده ایم ... فوکه ولف و مسر اشمیت را ز آن پر کرده ایم

 ***

فیلم هنر :  هنر فیلم و سینما

گورینگ:  فرمانده نیروی هوایی آلمان نازی

فوکه ولف: یک نوع هواپیمای شکاری پیشرفته آلمان



زندگی به دو نیم است ؛ نیمه ی اول به انتظار نیمه ی دوم و نیمه ی دوم در حسرت نیمه ی اول .
۱۰-۱۱-۱۳۹۰ ۱۲:۳۴ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : کاپیتان اسکای, اسکارلت اهارا, ژان والژان, دزیره, بهزاد کازابلانکا, آوینا, ممل آمریکایی, هری کثیف, Papillon, الیشا
آوینا آفلاین
برباد رفته
**

ارسال ها: 46
تاریخ ثبت نام: بهم ۱۳۹۰
اعتبار: 2


تشکرها : 876
( 193 تشکر در 41 ارسال )
شماره ارسال: #182
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک ( احوال پرسی دوستان )

چقدر دلم گرفته


تنها چیزی که الان آرومم میکنه نوشیدن یه فنجون قهوه است و دیدن یه فیلم عاشقانه ی کلاسیک 

۱۰-۱۱-۱۳۹۰ ۱۰:۱۶ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ممل آمریکایی, هری کثیف
کاپیتان اسکای آفلاین
کاپیتان
***

ارسال ها: 122
تاریخ ثبت نام: تير ۱۳۹۰
اعتبار: 15


تشکرها : 444
( 766 تشکر در 114 ارسال )
شماره ارسال: #183
بشتاب که شادنوشی

(۱۰-۱۱-۱۳۹۰ ۱۰:۱۶ عصر)آوینا نوشته شده:  

تنها چیزی که الان آرومم میکنه نوشیدن یه فنجون قهوه است

این کافه که گلشن و گل و بستان است

سرشار زفیلم و قهوه و ریحان است

بشتاب که شادنوشی از قهوه ی ناب

پر از غزل و ترانه اش فنجان است

mmmm:


دوست دارِ شما: کاپیتان
۱۰-۱۱-۱۳۹۰ ۱۰:۲۷ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : آوینا, ممل آمریکایی
آوینا آفلاین
برباد رفته
**

ارسال ها: 46
تاریخ ثبت نام: بهم ۱۳۹۰
اعتبار: 2


تشکرها : 876
( 193 تشکر در 41 ارسال )
شماره ارسال: #184
RE: بشتاب که شادنوشی

آره فنجون قهوه اش هم رو شکم بنده خدا هیچکاک جا خوش کرده 

۱۰-۱۱-۱۳۹۰ ۱۰:۳۲ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : کاپیتان اسکای, هری کثیف
کاپیتان اسکای آفلاین
کاپیتان
***

ارسال ها: 122
تاریخ ثبت نام: تير ۱۳۹۰
اعتبار: 15


تشکرها : 444
( 766 تشکر در 114 ارسال )
شماره ارسال: #185
سرخاب بزن بر لب اسپیت نمایان شد

:!z564b مثنوی "اشمیت کُشُون"

اندر حکایت کَل کَل کاپیتان و سروان، اسپیت فایر و مسراشمیت را و به گور رفتن گورینگ و بر خاک افتادن لوفت وافه

سروان:

ای کاپیتان آرام شو , آرام شو ..... لطفا بیا با اشمیتیان همراه شو

قدرت رایش هر زمان پشتیبان توست ... این نژاد آریا همواره اندر یاد توست

 ***

کاپیتان:

آرام نمی گیرم، تا دربگیرم وافه را .... آتش زنم اشمیت را، برهم زنم این لافه را

من رایش را برهم زنم، بر نازیان ماتم زنم .... چون آریایی بوده ام، من عشق بر عالم زنم

***

سروان:

چون گورینگ لوفت وافه را بنیان نهاد .... از همان اول بساط آذرخش درهم دراند

 گر یکی اسپیت فایر در آسمان پیدا شود .... بر لب ما رژلب و سرخاب نمایان می شود

ما تمام آسمان را قبضه ی خود کرده ایم ... فوکه ولف و مسر اشمیت را ز آن پر کرده ایم

 ***

کاپیتان:

گورینگ که لوفت وافه بنیاد نهاد .... بنیاد چنین فساد، بر باد نهاد

****

در زیر سُم اسپیت، اشمیت به خاک افتاد.... گورینگ به گور آمد، وافه به هلاک افتاد

***

سرخاب بزن بر لب اسپیت نمایان شد .... نازی به شکست آمد، فوکه شد و پنهان شد

***

داداش سروان، کم آوردی سوت بلبلی بزنtaeed، ما چاکریم در بست، ... ::ok:


دوست دارِ شما: کاپیتان
۱۰-۱۱-۱۳۹۰ ۱۰:۳۴ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : آوینا, اسکارلت اهارا, ژان والژان, ممل آمریکایی, هری کثیف, الیشا, سروان رنو
کاپیتان اسکای آفلاین
کاپیتان
***

ارسال ها: 122
تاریخ ثبت نام: تير ۱۳۹۰
اعتبار: 15


تشکرها : 444
( 766 تشکر در 114 ارسال )
شماره ارسال: #186
کار من نبود!

(۱۰-۱۱-۱۳۹۰ ۱۰:۳۲ عصر)آوینا نوشته شده:  

آره فنجون قهوه اش هم رو شکم بنده خدا هیچکاک جا خوش کرده 

اگر چه خنده داره اما کار من نبود.

من این لگو رو طراحی کردم:

با این ترکیب بندی

اما دوستان به هر دلیلی اون رو تغییر دادن و فنجون قهوه رفت جایی که نباید می رفت.

آدرس لگوی اصلی


دوست دارِ شما: کاپیتان
۱۱-۱۱-۱۳۹۰ ۱۲:۱۱ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, دزیره, ممل آمریکایی, آوینا, IranClassic, هری کثیف, الیشا
آوینا آفلاین
برباد رفته
**

ارسال ها: 46
تاریخ ثبت نام: بهم ۱۳۹۰
اعتبار: 2


تشکرها : 876
( 193 تشکر در 41 ارسال )
شماره ارسال: #187
RE: کار من نبود!

بنر الان سایت هم خوبه فقط اون فنجونه  


خودت باش. جهان، اصل را ستایش می‌کند ( اینگرید برگمن )
۱۱-۱۱-۱۳۹۰ ۱۱:۱۸ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : هری کثیف, کاپیتان اسکای, ممل آمریکایی
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
*******

ارسال ها: 1,033
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۸۸
اعتبار: 28


تشکرها : 2441
( 3949 تشکر در 757 ارسال )
شماره ارسال: #188
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک ( احوال پرسی دوستان )

چون که  آوینا بر لوگوی ما ایرادی گذاشت .... هلهله در تیم این کافه را بنیان گذاشت

برداشتیم ما فنجان از روی آن استادِ بزرگ ... ادمین طرحی جدید بر سر در کافه گذاشت


زندگی به دو نیم است ؛ نیمه ی اول به انتظار نیمه ی دوم و نیمه ی دوم در حسرت نیمه ی اول .
۱۴-۱۱-۱۳۹۰ ۱۰:۰۱ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : زاپاتا, دزیره, کاپیتان اسکای, آوینا, ژان والژان, اسکارلت اهارا, IranClassic, Papillon, الیشا, ممل آمریکایی
آوینا آفلاین
برباد رفته
**

ارسال ها: 46
تاریخ ثبت نام: بهم ۱۳۹۰
اعتبار: 2


تشکرها : 876
( 193 تشکر در 41 ارسال )
شماره ارسال: #189
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک ( احوال پرسی دوستان )

جدایی نادر از سیمین اسکار می گیرد ، جدایی من از تو عمرم را !

میبینم که غیر از من و Alexa, GoogleBot, MSN Search کسی سایت نیست 

عصر خوبی داشته باشید عزیزان


۱۷-۱۱-۱۳۹۰ ۰۳:۳۰ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : اسکارلت اهارا
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
*******

ارسال ها: 1,033
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۸۸
اعتبار: 28


تشکرها : 2441
( 3949 تشکر در 757 ارسال )
شماره ارسال: #190
RE: سرخاب بزن بر لب اسپیت نمایان شد

(۱۰-۱۱-۱۳۹۰ ۱۰:۳۴ عصر)کاپیتان اسکای نوشته شده:  

 داداش سروان، کم آوردی سوت بلبلی بزن، ما چاکریم در بست، ...

[تصویر: Ghelyon.gif]

چون که سروان تیک آف آغاز کرد ..... کاپیتان بی درنگ سوی آشیانه پرواز کرد

مِسِراشمیت توانا با تمام ساز و برگ جنگی اش .... کیش کرد اسپیت فایرها را جملگی سوی عمه اش !

گر شما دارید انصاف و جوانمردی به جنگ ... پس بفرمایید به این دژهای بدشکل و جفنگ

پر کشند به سوی رایش تنها به وقت روشنی .... تا دهیم ایشان چنان درسی که باشد ماندنی

***

عمه:  عمه اسپیت فایرها که در انگلیس زندگی می کرد !

دژهای بدشکل: منظور بمب افکن های B-17 موسوم به دژ پرنده است

روشنی: وقت روز ، منظور اینست که به جای اینکه شب ها مخفیانه به رایش حمله کنند روزها بیایند تا حسابشان به کف دستشان گذاشته شود.

لحظه فرار خلبانان اسپت فایر


زندگی به دو نیم است ؛ نیمه ی اول به انتظار نیمه ی دوم و نیمه ی دوم در حسرت نیمه ی اول .
۱۷-۱۱-۱۳۹۰ ۱۱:۴۵ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : الیشا, ژان والژان, آوینا, کاپیتان اسکای, اسکارلت اهارا, Papillon, ممل آمریکایی
کاپیتان اسکای آفلاین
کاپیتان
***

ارسال ها: 122
تاریخ ثبت نام: تير ۱۳۹۰
اعتبار: 15


تشکرها : 444
( 766 تشکر در 114 ارسال )
شماره ارسال: #191
باز زد دودی و ...

(۱۷-۱۱-۱۳۹۰ ۱۱:۴۵ عصر)سروان رنو نوشته شده:  

[تصویر: Ghelyon.gif]

چون که سروان تیک آف آغاز کرد ..... کاپیتان بی درنگ سوی آشیانه پرواز کرد

باز زد دودی و سروان لاف زد

لاف کم بودش دوباره گاف زد

چون که واماند از نبرد آذرخش

سوی دوزخ، ناگهان، تیک آف زد!


سروان بزرگوار!

اینو دست به نقد داشته باش تا بعد!

مراقب برق سه فازش هم باش،

(۱۷-۱۱-۱۳۹۰ ۱۱:۴۵ عصر)سروان رنو نوشته شده:  

 کیش کرد اسپیت فایرها را جملگی سوی عمه اش !

انگلیس را عمه جانی فاخر است

جنگجو و آتشین و تاجر است

گر نمی ترسی بگویم نام اوی

آهنین زن* مارگریتا تاچر است

*اشاره به فیلم بانوی آهنین است. اینجا

(۱۷-۱۱-۱۳۹۰ ۱۱:۴۵ عصر)سروان رنو نوشته شده:  

گر شما دارید انصاف و جوانمردی به جنگ ... پس بفرمایید به این دژهای بدشکل و جفنگ

پر کشند به سوی رایش تنها به وقت روشنی .... تا دهیم درسی چنان ایشان که باشد ماندنی

روز و شب فرقی ندارد بهر ما

شب چو خفاشیم و روزان چون هما

این دژ بدشکل مرگ وافه است

اژدهای سرخ باشد در هوا

*

سروان بزرگوار!

می تونم از همین جا شما رو مجسم کنم و کاپیتان بلندپرواز رو


دوست دارِ شما: کاپیتان
۱۸-۱۱-۱۳۹۰ ۰۱:۱۱ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, الیشا, اسکارلت اهارا, Papillon, ممل آمریکایی
ارسال پاسخ 


پرش در انجمن: