ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 4 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
توصیف آخرین فیلمی که دیدم ...
نویسنده پیام
زبل خان آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 59
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۸۹
اعتبار: 5


تشکرها : 335
( 327 تشکر در 50 ارسال )
شماره ارسال: #81
RE: توصیف آخرین فیلمی که دیدم ...

دقایقی پیش فیلم زیبای"سر آلفردو گارسیا را برایم بیاورید" ساخته استاد سام پکین پای بزرگ..

همانند سکانس اخر فیلم این گروه خشن هم قهرمان فیلم خودش به استقبال مرگ میره..

این سکانس زیبا  از این دوئل را گلچین کردم که   که   صحنه های اسلوموشن های جذابی هم داره..

http://www.mediafire.com/?zm8ku3qf898g75b

۲۵-۸-۱۳۹۰ ۰۹:۱۹ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : الیشا, ژان والژان, حمید هامون, راتسو ریــزو, مگی گربه, Papillon
دزیره آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 144
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۸۹
اعتبار: 17


تشکرها : 1419
( 1099 تشکر در 137 ارسال )
شماره ارسال: #82
RE: توصیف آخرین فیلمی که دیدم ...

              شبهای کابیریا

محصول 1957 ایتالیا و به کار گردانی فدریکو فلینی

کابیریا یک روسپی در محله های پایین شهر رم است که با دیدن ظاهرش یک چیز جلب توجه میکند. مدل ابرو هایش .

فیلم با گشت و گذار شادمانه کابیریا در کنار رودخانه، بامردی که ظاهرا باید عاشقانه دوستش داشته باشد، اغاز میشود. اما چندی بعد که مرد با پرت کردن وی در رودخانه ودزدیدن کیف پولش فرار میکند ، اولین ضربه وارد می شود. هم به کابیریا و هم به بیننده.

کابیریای صادق و ساده دل از وضعیت زندگی خود به نوعی رضایت دارد و این رضایت را هر از چندی با جمله((من خودم خانه دارم.)) و تاکید بر ان ،نشان می دهد. اما او که فقط در جستجوی عشق و محبت حقیقی است،  با ریاکاری، دروغ و بی توجهی مواجهه میشود. جالب است هربار به رغم عصبانیت های بسیار ،که مدل ابرو هایش در نشان دادن این عاصی شدن، تاثیر فراوان دارد،، دوباره از نو شروع میکند!.

سر انجام او با مردی ارام ، خجالتی و مودب اشنا میشود و کم کم کم باور میکند که عشق واقعی را پیدا کرده است. وقتی تصمیم به ازدواج میگیرند فرم ابرو هایش به حالت عادی تغییر پیدا میکند. گویی که ارامش را یافته است.از این جاست که بیننده هم مانند واندا دوست صمیمی اش با تشویش عجیبی دست به گریبان است که ایا این عشق واقعی است؟!! ........

فیلم را باید دید. حتما باید دید. جولیتا ماسینا فوق العاده است فوق العاده و برای این نقش موفق به دریافت جایزه بهترین بازیگر زن از جشنواره کن شده است.



فایل های ضمیمه بند انگشتی
           

] استعداد بزرگ بدون اراده بزرگ وجود ندارد . بالزاک
۹-۹-۱۳۹۰ ۱۰:۵۷ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : گرتا, نیومن, الیشا, اسکارلت اهارا, بانو, کاپیتان اسکای, راتسو ریــزو, حمید هامون, دن ویتو کورلئونه, مگی گربه, الیور هاردی, Papillon, اسکورپان شیردل, چارلز کین, آوینا
راتسو ریــزو آفلاین
پیانیست کافـه
***

ارسال ها: 91
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۸۹
اعتبار: 14


تشکرها : 487
( 693 تشکر در 86 ارسال )
شماره ارسال: #83
RE: توصیف آخرین فیلمی که دیدم ...

پروانه روی شانه

Un papillon sur l'épaule

کارگردان: ژاک دوره

بازیگران: لینو ونتورا . کلودین آگر . نیکول گارسیا

1978 - رنگی - محصول فرانسه -  95 دقیقه


قبل از هر چیز نقل یک خاطره شاید لازم باشه:

پنج یا شش ساله بودم (هنوز مدرسه نمی رفتم) که شبی به خونه مادربزرگم رفتیم، مادربزرگم یه تلویزیون سیاه سفید بزرگ داشت از اون هایی که یه در چوبی بزرگ دارن با دستگیره های فلزی. یادمه کوچیک تر که بودم همیشه از همون تلویزیون بالا می رفتم!!!

خلاصه اینکه همه پای تلویزیون بودیم که مجری اعلام کرد که فیلم سینمایی این هفته اسمش هست پروانه روی شانه و مردم رو دعوت به تماشای فیلم کرد. من تا آخر فیلم که هیچی از اون نفهمیدم ولی کلا" منتظر بودم تا یه پروانه ای بیاد و روی شونه های لینو ونتورا ( اون روزها به مدد صدا و سیما با نمایش فیلم های زیادی از اون مثل صد روز در پالرمو برای من چهره شناخته شده ای بود ) بشینه. یادمه که تا آخر فیلم منتظر این لحظه بودم. همون موقع به نظرم فیلم سرد و غمگینی میومد ولی گفتم که هیچی از فیلم حالیم نشد که نشد. سال ها با این خاطره زندگی کردم تا اینکه یکی از دوستان گفت لینک دانلود فیلم رو جایی دیده و اگه می خوام برام دانلود می کنه. شدیدا" استقبال کردم. بعد از چند روز فیلم رو داشتم ولی می ترسیدم تماشاش کنم، قبلا" هم این حس به من دست داده بود. وقتی سال ها با خاطره یه فیلمی که در کودکی دیدم زندگی کردم در بازبینی مجدد اسطوره اون فیلم در ذهنم خورد میشه و از بین میره و با خودم میگم : این همه انتظار فقط برای این بود؟؟؟ بالاخره فیلم رو دیدم، اولین موردی که حالم رو گرفت این بود که فیلم رنگی بود. چون اون رو توی تلویزیون سیاه و سفید دیده بودم همیشه فکر می کردم سیاه و سفیده. بعدش هم اینکه فیلم به زبان فرانسه بود و زیرنویس انگلیسی هم نداشت و سرتونو به درد نیارم باز هم هیچی از فیلم نفهمیدم. انگار قسمت نبود!!!(ظاهرا" دوبله فیلم هم موجود است، کسی چه میدونه!) ولی تصاویر رو همین جوری می بلعیدم شاید خاطرات قدیمی برام زنده بشن، گرچه ژاک دوره کارگردان چندان بزرگی نیست و صفت بلعیدن بیشتر برای امثال فورد و کوبریک و اسکورسیزی و ... به کار میره اما ...

به هرحال این هم فیلمی بود که هیچ وقت اونو نفهمیدم...



فایل های ضمیمه بند انگشتی
               

"هی؛ من دارم اینجا راه میرم، من دارم اینجا راه میرم!!! راتسو ریزو - کابوی نیمه شب - جان شله زینگر "
۲-۱۰-۱۳۹۰ ۰۲:۳۷ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بانو, ترومن بروینک, واترلو, الیشا, زاپاتا, گرتا, دزیره, Papillon, حمید هامون, دن ویتو کورلئونه, IranClassic, ژان والژان, هری لایم, اسکورپان شیردل, آوینا, مگی گربه
دزیره آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 144
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۸۹
اعتبار: 17


تشکرها : 1419
( 1099 تشکر در 137 ارسال )
شماره ارسال: #84
RE: توصیف آخرین فیلمی که دیدم ...

(۲-۱۰-۱۳۹۰ ۰۲:۳۷ عصر)راتسو ریــزو نوشته شده:  

پروانه روی شانه

Un papillon sur l'épaule

کارگردان: ژاک دوره

بازیگران: لینو ونتورا . کلودین آگر . نیکول گارسیا

1978 - رنگی - محصول فرانسه -  95 دقیقه

به هرحال این هم فیلمی بود که هیچ وقت اونو نفهمیدم...

راتسوریزوی گرامی، شما تنها نیستید.من هم این فیلم را خیلی سال پیش از تلویزیون دیدم.البته رنگی و دوبله.دویله بودنش برای من تاثیری نداشت!!! چون از شما چه پنهان من هم هیچی نفهمیدم! تمام مدت فیلم هم منتظر پروانه ای بودم که روی شانه کسی ظاهر شود. متاسفانه بعدها هم فیلم را ندیدم.

راستش با چنان اشتیاقی سراغ نوشته تان امدم، شاید سر از راز این پروانه در بیاورم. اما خوب ، خوبیش این است که من تنها نیستم که با این پروانه مشکل دارم.

---------------------------------------------------

و اما، دور از جان تمام علاقمندان فیلم، شهر زنان فلینی را دیدم.tajob2چنان معجون شلم شوربایی که هر چه بگویم کم گفته ام.خواستید بروید ببینید و نتیجه گیری کنید.:huh:فیلم یک خوبی بزرگ دارد و ان هم این که اگر طاقت بیاورید تا پایان فیلم پیش روید، در انتها که شخصیت اصلی (مارچلو ماستریانی)از خواب بیدار میشودو می فهمیم همه این اتفاقات عجیب و غریب، خوابی بیش نبوده،یک نفس راحت خواهیم کشید.

در ضمن برای رفع شوک ناشی از دیدن این فیلم، در مکانی متروک نیکلاس ری را توصیه میکنم.من دیدم وبسیار لذت بردم.

                                      


] استعداد بزرگ بدون اراده بزرگ وجود ندارد . بالزاک
۷-۱۰-۱۳۹۰ ۱۰:۴۲ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Papillon, حمید هامون, IranClassic, بانو, اسکارلت اهارا, راتسو ریــزو, اسکورپان شیردل, الیشا, کاپیتان اسکای, ژان والژان, آوینا, مگی گربه
راتسو ریــزو آفلاین
پیانیست کافـه
***

ارسال ها: 91
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۸۹
اعتبار: 14


تشکرها : 487
( 693 تشکر در 86 ارسال )
شماره ارسال: #85
RE: توصیف آخرین فیلمی که دیدم ...

نیمه شب در پاریس

Midnight in Paris


کارگردان : وودی آلن

فیلمبردار : داریوش خنجی

بازیگران : اوون ویلسن . راشل مک آدامز . ماریون کوتیار

محصول 2011 - 94 دقیقه

بعد از یه روز خسته کنده کاری یا یه روز پرمشغله اعصاب خورد کنٰ تماشای آخرین فیلم وودی آلن درست مثل یک مسکن قوی عمل می کنه. بین آخرین فیلم های آلن این یکی از همه بیشتر به روحیه و سبک و سیاق کارهای موفق قبلیش نزدیکه. از یک نظر هم فیلم شباهت بسیار زیادی به فیلم رز ارغوانی قاهره دارهٰ؛ رویا و تخیل عنصر پر رنگ هر دو فیلمه. جایی که رویاهای آدمی به ناگاه درست جلوی چشماش رنگ و بوی واقعیت به خودشون می گیرن. البته به نظر من رز ارغوانی قاهره روی کاغذ اثر موفق تری است تا روی پرده ( البته اگر فیلمنامه اون رو مطالعه فرموده باشید و با نظر بنده موافق باشید ) اما در نیمه شب در پاریس ؛ آلن به خوبی از عهده به اجرا در آوردن ایده های روی کاغذش بر اومده که البته فیلمبرداری درخشان خنجی هم در درآوردن حس و حال قوی اثر بی تاثیر نیست. اگر هنوز فیلم رو ندیدید یک لحظه هم درنگ نکنید. فکر می کنم به آرامش عجیبی خواهید رسید همون طور که من رسیدم ...



فایل های ضمیمه بند انگشتی
           

"هی؛ من دارم اینجا راه میرم، من دارم اینجا راه میرم!!! راتسو ریزو - کابوی نیمه شب - جان شله زینگر "
۱۰-۱۰-۱۳۹۰ ۰۵:۲۳ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : اسکورپان شیردل, هری لایم, الیشا, بانو, دزیره, Papillon, گرتا, اسکارلت اهارا, دن ویتو کورلئونه, حمید هامون, کاپیتان اسکای, Blanche, چارلز کین, آوینا, ممل آمریکایی, مگی گربه
Blanche آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 25
تاریخ ثبت نام: تير ۱۳۹۰
اعتبار: 2


تشکرها : 64
( 220 تشکر در 20 ارسال )
شماره ارسال: #86
RE: توصیف آخرین فیلمی که دیدم ...

(۱۰-۱۰-۱۳۹۰ ۰۵:۲۳ عصر)راتسو ریــزو نوشته شده:  

نیمه شب در پاریس

Midnight in Paris


کارگردان : وودی آلن

فیلمبردار : داریوش خنجی

بازیگران : اوون ویلسن . راشل مک آدامز . ماریون کوتیار

محصول 2011 - 94 دقیقه

بعد از یه روز خسته کنده کاری یا یه روز پرمشغله اعصاب خورد کنٰ تماشای آخرین فیلم وودی آلن درست مثل یک مسکن قوی عمل می کنه. بین آخرین فیلم های آلن این یکی از همه بیشتر به روحیه و سبک و سیاق کارهای موفق قبلیش نزدیکه. از یک نظر هم فیلم شباهت بسیار زیادی به فیلم رز ارغوانی قاهره دارهٰ؛ رویا و تخیل عنصر پر رنگ هر دو فیلمه. جایی که رویاهای آدمی به ناگاه درست جلوی چشماش رنگ و بوی واقعیت به خودشون می گیرن. البته به نظر من رز ارغوانی قاهره روی کاغذ اثر موفق تری است تا روی پرده ( البته اگر فیلمنامه اون رو مطالعه فرموده باشید و با نظر بنده موافق باشید ) اما در نیمه شب در پاریس ؛ آلن به خوبی از عهده به اجرا در آوردن ایده های روی کاغذش بر اومده که البته فیلمبرداری درخشان خنجی هم در درآوردن حس و حال قوی اثر بی تاثیر نیست. اگر هنوز فیلم رو ندیدید یک لحظه هم درنگ نکنید. فکر می کنم به آرامش عجیبی خواهید رسید همون طور که من رسیدم ...

چه جالب  منم اين فيلم را ديروز ديدم  واقعا درست گفته بوديدفوق العاده آرامش بخش بود.حس وحال آشنا ودوست داشتني فيلم باعث شد از همون اول عاشقش بشم.ديدن فيلم مثل يه گردش طولاني توي پاريس دهه  بيسته وحس كردن دنيايي كه  همينگوي ,فيتز جرالد,پيكاسو وخيلي هاي ديگه توش زندگي مي كردند

اردستش نديد

۱۵-۱۰-۱۳۹۰ ۱۲:۱۴ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : زاپاتا, بانو, اسکارلت اهارا, دن ویتو کورلئونه, Papillon, الیشا, دزیره, راتسو ریــزو, نیومن, آوینا, ممل آمریکایی
راتسو ریــزو آفلاین
پیانیست کافـه
***

ارسال ها: 91
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۸۹
اعتبار: 14


تشکرها : 487
( 693 تشکر در 86 ارسال )
شماره ارسال: #87
RE: توصیف آخرین فیلمی که دیدم ...

میکی وان        Mickey One


کارگردان: آرتور پن

فیلمنامه : آلن ام. سرگال

موسیقی : ادی ساوتر

فیلمبردار : گیسلن کلوکه

تدوینگر : آرام آواکیان

بازیگران : وارن بیتی . الکساندرا استیوارت . هرد هرتفیلد . تدی هارت

محصول 1965 - سیاه و سفید - 93 دقیقه

میکی ( بیتی ) کمدین جوانی است که در کلوب های شبانه کار می کند، میکی پس از یک شب عیاشی از شهر می گریزد تا زندگی جدیدی را آغاز کند. اتاقی می گیرد و پس از مدتی با دختری هم اتاق می شود و این آغاز رابطه این دو با یکدیگر است...


یک جواهر کوچک و شاهکاری قدر نیافته از کارگردانی که حق بزرگی به گردن همه سینمادوستان دارد. فیلم به شدت تحت تاثیر موج نو فرانسه و سینمای اروپاست. خود پن در مصاحبه ای می گوید که بعد از ملاقاتی با تروفو و گدار به فکر ساختن این فیلم افتاده، حتی بازیگر زن فیلم ( استیوارت ) را تروفو برای پن پیدا می کند. پن از این هم فراتر می رود و فیلمبردار آثار روبر برسون را هم به خدمت می گیرد تا فیلمش بیشترین حال و هوا را به سینمای اروپا پیدا کند. فیلم به هیچ عنوان داستان مشخصی ندارد و پن بیش از آنچه دغدغه داستان گویی داشته باشد درگیر فرم است. بیتی شبیه شخصی است که در یک آخرالزمان پرسه می زند. هر جا که می رود چیزی جز زشتی و خرابی نمی بیند. همه اینها در کنار موسیقی جاودان ساوتر و تدوین فوق العاده آواکیان فیلمی را به وجود آورده که از زمانی که شروع می شود به هیچ عنوان شما را متوجه گذر زمان نمی کند و ناگهان در میان بهت شما تمام می شود. تیتراژ فیلم شگفت انگیز است و بازی استیوارت در کادرهای کلوکه شما را به دنیای برسون می برد. دیزالو معرکه ای در فیلم هست که در آن تصویر میکی در حال گذر از میان خرابه ها به تصویر شعله های آتش پیوند زده می شود ، گویی میکی است که از میان آتش می آید، بعید می دانم جیمز کامرون هنگام ساختن ترمیناتورش به این نما فکر نکرده باشد.



فایل های ضمیمه بند انگشتی
               

"هی؛ من دارم اینجا راه میرم، من دارم اینجا راه میرم!!! راتسو ریزو - کابوی نیمه شب - جان شله زینگر "
۲۴-۱۰-۱۳۹۰ ۱۲:۱۵ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پاشنه طلا, دن ویتو کورلئونه, گرتا, حمید هامون, بانو, اسکورپان شیردل, الیشا, دزیره, هری لایم, Papillon, اسکارلت اهارا, آوینا, مگی گربه
راتسو ریــزو آفلاین
پیانیست کافـه
***

ارسال ها: 91
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۸۹
اعتبار: 14


تشکرها : 487
( 693 تشکر در 86 ارسال )
شماره ارسال: #88
RE: توصیف آخرین فیلمی که دیدم ...

وسوسه باشکوه               Magnificent Obsession


کارگردان: داگلاس سیرک

 فیلمنامه : رابرت بلیز . لیود سی داگلاس

موسیقی : فرانک اسکینر

فیلمبردار : راسل متی

بازیگران : راک هادسون . جین وایمن . آگنس مورهد . اتو کروگر . باربارا راش

محصول 1954- رنگی - 108 دقیقه

باب مریک ( هادسون ) ثروتمند در یک سانحه قایق سواری مصدوم می شود، برای نجات او از دستگاه تنفس مصنوعی دکتری استفاده می کنند و وقتی درست همان لحظه دکتر به دستگاهش نیاز پیدا می کند به دلیل نبودن دستگاه می میرد. همسر دکتر، هلن (وایمن ) و دخترش از باب تنفر پیدا می کنند و او را که دچار عذاب وجدان شده را از خود می رانند. در حادثه ای باب باعث تصادف و سپس کور شدن هلن می شود. باب به صورت ناشناسی با هلن رابطه برقرار می کند و هلن سخت دلباخته باب می شود و قرار می شود با کمک مالی باب به چند کشور جهت معالجه سفر کند. معاینه ها موفقیت آمیز نیستند و هلن که قرار است با باب ازدواج کند ناگهان می گریزد. باب ادامه تحصیل داده و دکتر می شود!!! و هلن را که بیماری سختی دارد می یابد و عمل می کند...

یکی از بدترین ملودرام های تاریخ سینما به کارگردانی بزرگ ترین ملودرام ساز دنیا،واقعا" باعث تعجب هست که این فیلم اثر همان کارگردانی است که بر باد نوشته، همه آن چیزهایی که خداوند مجاز می داند و تقلید زندگی را در کارنامه خود دارد. دقایق ابتدایی فیلم بد نیستند تا اینکه کم کم سر و کله وقایع مضحکی پیدا می شود که دست کمی از فیلم فارسی های خودمان ندارد. چندین بار از تماشای فیلم منصرف شدم ولی هی به خودم گفتم بذار درست می شه؛ اما درست نشد که نشد. جالب ترین قسمت فیلم جاییه که جناب راک هادسون ناگهان دانشجوی سابق پزشکی از آب درمیاد و تصمیم به ادامه تحصیل می گیره و در چشم به هم زدنی یکی از بهترین جراحان امریکا می شود، اگه باور نمی کنید متاسفانه باید زحمت تماشای فیلم رو به جون بخرید ولی پیشنهاد می کنم که حرف راتسو رو قبول کنید و قید دیدن فیلم رو بزنید که بزنید.خلاصه اینکه جای شما اصلا" خالی نبود.( البته فیلم در IMDB رتبه خوبی داره!!! )

بعد از دین این فیلم تصمیم گرفتم که جبران مافات کنم و چه کاری بهتر از پناه بردن به دامان مایکل چیمینوی عزیز و فیلم مورد علاقه ام شکارچی گوزن برای nامین بار؛ ولی این بار تماشای این فیلم بر روی نسخه بلو-ری واقعا" چسبید. ( جای سروان رنو عزیز که گویا علاقه وافری به تصاویر HD و کیفیت 1080 دارند واقعا" خالی بود) . اگه دستمال دم دستم بود می شد اشکهای دنیرو را هم از گوشه چشمانش پاک کرد. جای شما این بار واقعا" خالی! 



فایل های ضمیمه بند انگشتی
   

"هی؛ من دارم اینجا راه میرم، من دارم اینجا راه میرم!!! راتسو ریزو - کابوی نیمه شب - جان شله زینگر "
۱-۱۱-۱۳۹۰ ۱۰:۵۳ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : اسکورپان شیردل, هری لایم, Papillon, دن ویتو کورلئونه, گرتا, دزیره, حمید هامون, بانو, اسکارلت اهارا, نیومن, الیشا, آوینا, مگی گربه
راتسو ریــزو آفلاین
پیانیست کافـه
***

ارسال ها: 91
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۸۹
اعتبار: 14


تشکرها : 487
( 693 تشکر در 86 ارسال )
شماره ارسال: #89
RE: توصیف آخرین فیلمی که دیدم ...

زمان زود گذر در ریجمونت های        Fast Times at Ridgemont High


کارگردان : ایمی هکرینگ

فیلمنامه : کامرون کرو

فیلمبردار : متیو اف لئونتی

بازیگران : شان پن . جنیفر جیسن لی . جاج رینهولد . فارست ویتاکر . ری فالستون

محصول 1982 - رنگی - 90 دقیقه

ماجرای زندگی چندین نوجوان که کمتر علاقه ای به درس ندارند و بیشتر اوقاتشان با موسیقی، مواد مخدر یا تجربه های جنسی و پیدا کردن دوست می گذرد و حوادث مختلف و با مزه ای را به بار می آورد.

فیلم تین ایجری ای که حالا دیگر تبدیل به یک کالت درست و حسابی شده، اگر به دنبال هنر ناب هستید تماشای این فیلم اصلا" گزینه مناسبی نیست. زمان زود گذر ... در گذر زمان محبوبیت فراوانی یافته و بعد از این فیلم تقلیدهای بسیاری از آن انجام شد و موج جدیدی از فیلم های نوجوانانه و دبیرستانی با محوریت موسیقی و س** شکل گرفت. فیلم در یک کلمه فقط بامزه است و چیز دیگری ندارد. تماشای شان پن و جنیفر جیسن لی در سال های اولیه بازیگری با آن کارهای احمقانه بسیار جالب است. به خصوص شان پن که نقش شخصیتی را بازی می کند که در یک کلاس برای بار سوم مردود شده و هیچ چیز را جدی نمی گیرد. صحنه ای از فیلم که طی آن در کلاس زده می شود و پیتزا فروش پیتزایی را که شان پن سفارش داده در جلوی چشمان معلم بد اخلاقش به او تحویل می دهد فراموش نشدنی است. اخیرا" در گزارشی دیدم که شخصیت شان پن یکی از 100 شخصیت محبوب تاریخ سینماست.




فایل های ضمیمه بند انگشتی
           

"هی؛ من دارم اینجا راه میرم، من دارم اینجا راه میرم!!! راتسو ریزو - کابوی نیمه شب - جان شله زینگر "
۴-۱۱-۱۳۹۰ ۱۰:۲۲ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : گرتا, حمید هامون, اسکارلت اهارا, اسکورپان شیردل, نیومن, دزیره, ترومن بروینک, بانو, Papillon, الیشا, آوینا
آوینا آفلاین
تنهاتر از همیشه
**

ارسال ها: 46
تاریخ ثبت نام: بهم ۱۳۹۰
اعتبار: 2


تشکرها : 876
( 195 تشکر در 41 ارسال )
شماره ارسال: #90
RE: توصیف آخرین فیلمی که دیدم ...

فارست گامپ با بازی عالی تام هنکس

داستان فرازونشیب های زندگی مردی که دچار ضریب هوشی پایینی هست ولی به طور معجزه آسایی به موفقیت های زیادی میرسه 

بازی تام هنکس فوق العاده است حرکاتش ، طرز نگاهش ، حتی علاقه ی صادقانه اش به جنی همه و همه خیلی باور پذیر از آب دراومده.

 

۱۳-۱۱-۱۳۹۰ ۱۲:۱۸ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Papillon, کاپیتان اسکای, نیومن, دزیره, تیرانداز ولگرد, حمید هامون, ممل آمریکایی
راتسو ریــزو آفلاین
پیانیست کافـه
***

ارسال ها: 91
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۸۹
اعتبار: 14


تشکرها : 487
( 693 تشکر در 86 ارسال )
شماره ارسال: #91
RE: توصیف آخرین فیلمی که دیدم ...

راننده / بران          Drive



کارگردان : نیکلاس وایندینگ رفن

فیلمنامه : حسین امینی بر اساس رمان جیمز سالیس

فیلمبردار : نیوتن تامس سیگل

موسیقی : آنجلا بادالامنتی

بازیگران : رایان گاسلینگ . کری مولیگان . آلبرت بروکس . برایان کرنستن . ران پرلمن . اسکار ایزاک

محصول 2011 - رنگی - 100 دقیقه



جوانی ( گاسلینگ ) که تبحر فوق العاده ای در رانندگی دارد هر از چندی به عنوان راننده برای خلافکاران کار می کند و ترتیب فرار آن ها را پس از سرقت می دهد. آشنایی با زن همسایه، آیرین ( مولیگان ) باعث می شود راننده برای کمک به شوهرش وارد یک ماجرای سرقت شود. شوهر آیرین در هنگام دزدی کشته می شود و راننده را وارد ماجراهایی می کند که گویی رهایی از آن ها برایش چندان آسان نیست ...



قبل از هر چیز یک پیشنهاد به دوستان عزیز و نه خدای نکرده نصیحت! این موضوع رو بنا به دلایلی چند عرض می کنم، یکی اینکه دیدم دوستان برای دانلود فیلم آرتیست لینک ارائه دادند و دوم به خاطر تجربیات کمی را که در خلال چندین سال فیلم دیدن کسب کردم. به نظر بنده از دیدن نسخه های دانلودی غیر اصلی شدیدا" اجتناب کنید (البته این تئوری بیشتر برای فیلم های جدید صدق می کنه)، مهمترین چیزی که موقع دیدن یک فیلم خوب باید به اون توجه داشت کیفیته. اکثر سینمادوستان برای دیدن فیلم هایی که جدیدا" روی پرده رفتن، عجله دارند و این باعث میشه که به نسخه های دانلودی و بازاری مراجعه کنند که اکثرا" کیفیت خوبی ندارند یا اینکه فیلم ها با کادر اصلی کپی نشده اند و دارای یک کادر ناقص هستند، به عنوان مثال از کادر واید به یک فول اسکرین بدترکیب تبدیل شده اند و دیگر اینکه از زیرنویس مناسبی هم برخوردار نیستند چون با عجله ترجمه!!! و سرهم بندی شده اند. با چند روز و یا اصلا" چند هفته تحمل میشه نسخه های دی وی دی اصل رو تهیه کرد و فیلم رو با کیفیت اصلی و یا لااقل بهتری دید، اگر دی وی دی ضمائمی هم داشته باشه که دیگه چه بهتر. تجربه ثابت کرده در بعضی موارد اگر نسخه های بی کیفیت دیده بشن جدای اینکه اون تاثیر لازم رو بر بیننده ندارند، بعد از مدتی که نسخه های اصلی در اختیار افراد قرار می گیرند دیگر حوصله تماشای دوباره وجود نداره و تنها خاطره بیننده از فیلم مورد نظر، همان نسخه کم کیفیت قبلا" دیده شده است. به نظر من حالا که ما شانس تماشای آثار روز جهان رو بر روی پرده سینما نداریم و حق کپی رایت رو هم اصلا" بیخیالشیم، حداقل نسخه های بهتر رو ببینیم، شاید با اینکار حداقل احترام کوچکی به سازندگان فیلم بگذاریم و حالا که داریم با صرف هزینه ای حدود 1000 تومان نتیجه ماه ها زحمت اون ها رو می بینیم، اونچه که می بینیم بهترین کیفیت موجود باشه و نه وقت خودمون رو الکی تلف کنیم و هم اینکه در هزینه های احتمالی صرفه جویی کنیم چون شاید با پیدا شدن نسخه های اصلی در حجم های متفاوت خواستیم آرشیومون رو تبدیل به احسن کنیم و بعضا" مجبوریم از یک فیلم چندین نسخه تهیه کنیم. دیدن نسخه های دانلود شده در مورد فیلم های کمیاب و قدیمی تر که به نوعی از پیدا کردن دی وی دی اون ها نا امید شدیم می تونه مفید باشه ولی در مورد فیلم های جدیدتر اگر کیفیت نسخه های اصلی حتی به اندازه چند پیکسل ناقابل از دانلودی ها بهتر باشه ارزش منتظر موندن رو داره. گیریم که فیلم دانلودی کیفیت بسیار خوبی داشت، نداشتن یک منوی درست و حسابی از ارزش های کار کم می کنه البته در صورتی که دوست داشته باشید آرشیوتون واقعا" کامل باشه. دوستی که توی کار وارد کردن دی وی دی بود می گفت با فروش نسخه های بازاری دانلودی و بدون منوی اصلی در بازار با زیرنویس های پر از اشکال، وقتی بازار از نسخه فیلمی اشباع شده دیگه دلیلی برای وارد کردن اون فیلم و به طبع اون تهیه زیرنویس بهتر وجود نداره و به همین دلیل گاهی از یک فیلم جدید تا مدت ها نسخه خوبی در بازار وجود نداره. کیفیت خوب یک فیلم روی نظر ما در مورد خوب یا بد بودن فیلم تاثیر مستقیم داره ، برای خودم پیش اومده که فیلم خوبی رو با یک نسخه بی کیفیت دیدم و نظر مثبتی درباره فیلم نداشتم و بعدا" که نسخه با کیفیتی از فیلم دیدم نظرم به کلی عوض شده ( به عنوان مثال فیلم کتاب خوان ). به خاطر همین سعی می کنم از دیدن نسخه های غیر اصلی اجتاب کنم.

اما همه این ها چه ربطی به فیلم راننده داشت؟

شبیه همین اتفاق برای همین فیلم افتاد، قبلا" هرگز از این کارها نمی کردم ولی وقتی تعریف ها رو شنیدم نسخه بی کیفیتی که توی بازار بود رو گرفتم و دیدم، با کادری که گوشه های چپ و راست تصویر اصلا" دیده نمی شد. گذشت تا چند روز قبل نسخه خیلی خوبی پیدا کردم ولی چون قبلا" فیلم رو دیده بودم از قید تماشای دوباره اون گذشتم تا کی فرصتی بشه و فیلم رو دوباره ببینم.

 

اما فیلم راننده رو از دست ندید؛ جایزه کارگردانی جشنواره کن به همراه کلی جایزه و تحسین در دیگر جشنواره ها گویای ارزش های فیلم است. خلاصه داستان چند خطی فیلم یادآور فیلم راننده به کارگردانی والتر هیل با بازی رایان اونیل در سال 1978 است. اما این فقط یک شباهت ظاهری است. راننده 2011 یک فیلم سرد و غمگین است با کارگردانی بسیار حرفه ای و میزانسن هایی دقیق و حساب شده. فیلم حتی می توانست صامت باشد چون سکوت مرگباری بر زندگی شخصیت های فیلم سایه افکنده است در تمام زمان فیلم طنین انداز است. راننده داستان تنهایی است، داستان آدم های تنهایی که هر کاری می کنند باز هم در انتها سرنوشتی جز تنهایی ندارند. در آخرین شماره ماهنامه فیلم در نقدی که بر فیلم چاپ شده عنوان جالب راک نوآر برای فیلم انتخاب شده که بسیار برازنده می نماید. در کنار فیلمنامه فیلمنامه نویس ایرانی فیلم، بازی بازیگران بسیار خوب است و آلبرت بروکس در نقش شخصیت منفی فیلم درخششی انکار ناپذیر دارد. حتما" فیلم رو ببینید اما نسخه واید اسکرین و با کیفیتشو !!!



فایل های ضمیمه بند انگشتی
   

"هی؛ من دارم اینجا راه میرم، من دارم اینجا راه میرم!!! راتسو ریزو - کابوی نیمه شب - جان شله زینگر "
۱۳-۱۱-۱۳۹۰ ۰۵:۴۴ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : گرتا, الیشا, کاپیتان اسکای, اسکورپان شیردل, Papillon, هری لایم, حمید هامون, مگی گربه, ممل آمریکایی, آوینا, دزیره
اسکارلت اهارا آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 21
تاریخ ثبت نام: مرد ۱۳۹۰
اعتبار: 10


تشکرها : 460
( 183 تشکر در 19 ارسال )
شماره ارسال: #92
RE: توصیف آخرین فیلمی که دیدم ...

پرونده 39 

کارگردان : Christian Alvart

نویسنده : Ray Wright

بازیگران : رنه زلوگر، جودله فرلند، این مک شان، بردلی کوپر

داستان فیلم مربوط به یک مددکار اجتماعی، امیلی جنکینز ( رنه زلوگر )، است که برای در امان نگه داشتن یک دختر بچه دانش آموز، لیلیت سالیوان ( جودله فرلند )، از آزار و اذیت های والدین سنگدلش وارد ماجرایی پیچیده می شود و موضوع عجیبی را کشف می کند.

در ابتدا سرعت روند رو به جلو و بدون مشکل داستان در نجات دختر از دست پدر ومادرش و دستگیری آن ها و رد صلاحیت آن ها برای سرپرستی دختر عجیب به نظر می رسد. می توان حدس زد که کاسه ای زیر نیم کاسه است.

در ادامه  امیلی متوجه اتفاقات عجیبی می شود. کشته شدن همکار امیلی، باعث می شود که امیلی این اتفاقات را دقیق تر بررسی کند.

 امیلی دوباره با والدین روان پریش لیلیت گفتگو می کند. آن ها نیز پس از این گفتگو، به طرز عجیبی کشته می شوند. او در می یابد که لیلیت دارای قدرت شیطانی عجیبی است، گویا روحی شیطانی در او حلول کرده است.

در آخر امیلی می تواند با توجه به راهنمایی پدر لیلیت جان سالم بدر ببرد. لیلیت قربانی خود را با چیزی که از آن می ترسد می کشد. اما امیلی این راز را می داند.

روی هم رفته، تماشای فیلم مرا راضی نکرد، چون از همان ابتدا تا آخر فیلم را حدس زدم. اما بازی رنه زلوگر بسیار عالی و راضی کننده بود.

این فیلم درسال 2009 اکران شده است، اما ظاهرا محصول سه سال قبل استودیوی تهیه کننده آن می باشد.



فایل های ضمیمه بند انگشتی
               

کسانی که آرزوی موفقیت دارند باید سوالات مقدماتی دقیقی بپرسند" ارسطو"
۱۵-۱۱-۱۳۹۰ ۰۲:۱۰ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : مگی گربه, ممل آمریکایی, الیشا, آوینا, دزیره, نیومن, ترومن بروینک, گرتا, راتسو ریــزو, حمید هامون, ناتالی وود
ارسال پاسخ 


پرش در انجمن: