ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 2 رای - 4.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
فیلم نوآر
نویسنده پیام
کاپیتان اسکای آفلاین
کاپیتان
***

ارسال ها: 126
تاریخ ثبت نام: تير ۱۳۹۰
اعتبار: 15


تشکرها : 448
( 780 تشکر در 118 ارسال )
شماره ارسال: #61
معرفی سایت

این لیست پی دی اف فیلم های نوآر از 1927 تا 1959 (اینجا) با حجم بسیار کم 34 کیلوبایت

و ...

معرفی چند وب سایت ارزشمند که به کار فیلم نوآر می پردازند:

- http://www.tcf.ua.edu/Classes/Jbutler/T1...ations.htm

- http://www.leekeenan.com/blog/2007/10/21/noir-2/

- http://annyas.com/screenshots/film-noir/

در این وب سایت ها شما با تیتراژ، تصاویر بسیار ارزشمند و توضیحات فراوانی به همراه دسته بندی موضوع ها حتی در قالب PDF و آماده ی دانلود روبرو خواهید شد.


دوست دارِ شما: کاپیتان
۱۱-۶-۱۳۹۰ ۰۹:۱۰ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : دزیره
راتسو ریــزو آفلاین
پیانیست کافـه
***

ارسال ها: 91
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۸۹
اعتبار: 14


تشکرها : 487
( 693 تشکر در 86 ارسال )
شماره ارسال: #62
RE: فیلم نوآر

جناب هری لایم عزیز من هم با نکاتی که در مورد ارسال بنده فرمودید هم عقیده ام و متشکرم از توجهتون

کمپانی ها یا همان نمایندگان نظام سرمایه معمولا دغدغه هنر را ندارند و تا جایی سودی وجود نداشته باشد به سمت آن نخواهند رفت. در سالهای جنگ جهانی سرمایه ها کم شده اند، تولیدات کمپانی ها پایین آمده ، حتی ام جی ام هم دیگر نمی تواند به تعداد قبل فیلم تولید کند اما باز هم سعی می کند روال قبلی خود در تولید موزیکال های پر زرق و برق و محصولات فاخر حفظ کند، امثال سلزنیک هم ابتدا همین کار را می کنند. اما کمپانی های کوچکتری نظیر آر کی او ، یونیورسال و یونایتد آرتیستز که سرمایه آنچنانی ندارند، بازیگر ، کارگردان و دیگر عوامل فنی بزرگی با آنها طرف قرارداد نیستند و فیلم های آنها معمولا" از فیلم های اصطلاحا" رده B تشکیل می شود دنبال شیوه ای می گردند تا داستانهایی را جلوی دوربین ببرند تا نیاز به سرمایه کمتری داشته باشند و کدام محصول بهتر از فیلم هایی که بعدها به نام نوآر معروف شد. کم خرج، در ابتدا بدون بازیگران بسیار بزرگ و گران قیمت. بدون نیاز به دکورهای آنچانی که حتی می شود به شیوه نئورئالیسم در خیابان ها هم فیلمبرداری شود. ( البته نباید از نقش ارزنده نویسندگانی چون ریموند چندلر و داشیل همت در شکل گیری ادبیات سیاه آن دوران گذشت ) اگر دقت کنید بسیاری از نوآرهای اولیه توسط کارگردانان گمنام تر و با بازیگران کمتر معروف ساخته شد ، افرادی مثل: جوزف اچ. لوئیس، فرانک تاتل، روی ویلیام نیل، جان فارو، ویلیام کیتلی، ادگار جی اولمر و ... نوآرهای بسیار خوبی ساختند که تا سالها کشف نشدند، رابرت وایز در اوایل کار و تا قبل از معروفیت یکی دو نوآر خوب ساخت، از جمله صحنه سازی در 1949 با بازی رابرت رایان، یا جان هیوستن شاهین مالت را به عنوان اولین فیلم خود و در حالی که فرد گمنامی بود جلوی دوربین برد. به عنوان مثال حتی نقش بوگارت در سیرای مرتفع و شاهین مالت ابتدا به جرج رافت پیشنهاد شد که به دلیل اینکه فکر می کرد فیلم های ارزان قیمت یا کوچکی هستند از قبول آنها سر باز زد و اتفاقا" همین دو فیلم بود که بوگارت را از زیر سایه امثال جرج رافت بیرون آورد. فکر میکنم بهترین مثال رجوع به مجموعه ای است که جناب هری لایم گردآوری کرده و حالا دیگر تبدیل به یک فرهنگ فیلم نوآر خیلی خوب و یکدست برای مراجعه و یادگیری است. با مرور اسامی افرادی که در بیشتر این فیلم ها نقش داشته اند مشخص میشود که نوآرها بیشتر با افرادی که معروفیت کمتری داشته اند ساخته شده اند. البته بعد از کمپانی های کوچک کم کم شرکت های بزرگتر فیلم سازی هم نوآرهای فاخر با ستارگان بزرگتری روی پرده بردند. اما همان طور که هری لایم عزیز اشاره فرمودند بعید می دانم کمپانی ها دغدغه همراهی با مشکلات و معضلات جامعه را با نشان دادن سیاهی های موجود داشته باشند، حتی کارگردان های کوچکتر هم چنین ادعایی نداشته اند اما کارگردانان، فیلم نامه نویسان و عوامل فنی بزرگ به میزان مقدار درک و تعهد خود نسبت به جامعه و احساس مسئولیتشان خواسته و یا گاهی ناخواسته از شرایط جامعه تاثیر پذیرفتند ، به نظر می رسد بعضی از این نکات مشترکی که بعدها در نوآرها کشف شدند همان تاثیرپذیری ناخود آگاه هنرمند از شرایط زمانه بوده است به عنوان مثال مقایسه کنید وسترنی را که قبل از جنگ جهانی ساخته می شود با وسترنی که در زمان فعالیت سناتور مک کارتی یا زمان جنگ ویتنام یا دوران بعد از ریچارد نیکسن ...

هر کدام متاثر از روح زمانه خود در قالبی یکسان حرفی متفاوت، متانسب با شرایط جامعه دارند، شاید بهترین مورد فیلم حمله اولزانا اثر رابرت آلدریچ محصول 1972 باشد که با بهره گیری از سینمای وسترن و داستان تکراری حمله سرخپوست ها تلنگری به آمریکای زمان جنگ ویتنام می زند یا در آثار الیا کازان این واکنش به جامعه و اتفاقات پیرامون آن در فیلم ها به خوبی مشخص است، مقایسه کنید کازان ابتدای کار را با کازان بعد از لو دادن دوستانش در کمیته مک کارتی ... البته مثال ها بسیارند.

در فیلم های نوآر هم بودند کارگردان هایی که با درک درست شرایط جامعه سعی در ثبت آنها به شیوه ای هنرمندانه داشتند هرچند بسیاری از آنها در زمان اکران به عنوان فیلمی با رده B به نمایش درآمدند اما امروز و در بازبینی مجدد بسیار بهتر از همان آثار رده A و فاخر به چشم می آیند.

اما فیلم نوآرهای مورد علاقه خودم که پیشنهاد می کنم همه حداقل یکبار اونها رو ببینند:

1- از دل گذشته ( ژاک تورنر )

2- اسلحه کرایه ای ( فرانک تاتل )

3- صحنه سازی- The Set-up  ( رابرت وایز )

4- شب شکارچی ( چارلز لاتون )

5- جایی که پیاده روها تمام می شوند ( اتو پرمینجر )

6- قاتلین ( رابرت سیودماک )

7- مرا مرگبار ببوس ( رابرت آلدریچ )

8- میلدرد پیرس ( مایکل کورتیز ) شاید تنها نوآر با محوریت یک زن ؟

9- تعقیب بزرگ ( فریتس لانگ )

10- لورا ( اتو پرمینجر )


با تشکر فراوان از جناب هری لایم که باب بحث های این چنینی رو در کافه باز کردند و به امید ادامه یافتن این بحث ها در همین موضوع یا موضوعات دیگر به عنوان مثال بحث مناقشه انگیز اهمیت سینمای هیچکاک !!!


"هی؛ من دارم اینجا راه میرم، من دارم اینجا راه میرم!!! راتسو ریزو - کابوی نیمه شب - جان شله زینگر "
۱۵-۶-۱۳۹۰ ۰۸:۵۱ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : اسکورپان شیردل, هری لایم, کاپیتان هادوک, سروان رنو, کاپیتان اسکای
ارسال پاسخ 


پرش در انجمن: