<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[تالار   کافه کلاسیک - همه انجمن ها]]></title>
		<link>http://cafeclassic3.ir/</link>
		<description><![CDATA[تالار   کافه کلاسیک - http://cafeclassic3.ir]]></description>
		<pubDate>Sun, 05 Feb 2012 06:48:21 +0100</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[سینما درمانی]]></title>
			<link>http://cafeclassic3.ir/thread-451.html</link>
			<pubDate>Fri, 03 Feb 2012 16:18:11 +0100</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://cafeclassic3.ir/thread-451.html</guid>
			<description><![CDATA[<p>" سینما رویای جمعی روزگار ماست " این جمله نام مقاله ای است که در "ماهنامه سینمایی فیلم، شماره 415 " به چاپ رسیده است.</p>
<p>پس خواندن مقاله، &nbsp;سری به سایت &nbsp;<a href="http://www.cinematherapy.com/"><a href="http://www.cinematherapy.com" target="_blank">http://www.cinematherapy.com</a></a> &nbsp;&nbsp;زدم.</p>
<p>به نکات جالبی اشاره شده بود.</p>
<p>&nbsp;اینگمار برگمان گفته است: <span style="color: #008000;"><strong>" هیچ یک از انواع هنر نمی تواند همچون فیلم به ورای خودآگاهی ما و مستقیما به عواطف و فضای گرگ و میش روحمان دست پیدا کند "</strong></span></p>
<p>در واقع تماشای فیلم می تواند همه ی هفت گونه هوش ما را به خدمت بگیرد و سرعت یادگیری و درک و تاثیرپذیری ما را چند برابر کند. به لحاظ &nbsp;تعامل منطقی (طرح)، زبانی (تبادل نظر)، بصری فضایی (تصاویر، رنگ ها، نمادها)، موسیقی (صدا و موسیقی)، فردی (داستان سرایی)، جنبشی (حرکت)، و درون روانی (هدایت درونی).<br /> <br /></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #0000ff;"><strong>همه ما از تماشای فیلم ها، تاثیرات متفاوتی را دریافت کرده ایم و براساس همین تاثیرات است که فیلمی را دوست داریم یا از آن بدمان می آید. </strong></span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0099;"><strong>آنچه که مسلم است این است که فیلم ها ما را به رویا می برند.</strong></span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #0000ff;"><strong>و از هر رویایی می توان به &nbsp;بینش و درک تازه ای رسید. ( به نظر من که این جمله جادویی است و حقیقت داره )</strong></span></p>
<p>تماشای فیلم &nbsp;به ما کمک می کند به درک عمیق تری از خود و دیگران در زندگی برسیم.</p>
<p>&nbsp;آدم ها با مسائل و مشکلات خود معمولا به صورت منطقی برخورد می کنند و معمولا جنبه احساسی آن ها نادیده می گیرند.</p>
<p></p>
<p>سینما درمانی به ما کمک می کند تا با استفاده از هم ذات پنداری با شخصیت های فیلم، احساسات محبوس شده و سرکوب شده &nbsp;در ضمیر ناخودآگاه خود را بیرون بریزیم و خود را تخلیه نماییم. مثل اوقاتی که به هنگام تماشای فیلم اشک میریزیم یا می خندیم و به این ترتیب می توانیم از درد و رنج درونی عبور می کنیم تا به شادمانی برسیم.</p>
<p>&nbsp;<strong> </strong>سینما درمانی برای بیمارانی قابل استفاده است که قادر به درک تمثیل ها و کنایه های به کاررفته در فیلم ها می باشند.</p>
<p>همچنین برای یافتن علل مشکلات درونی و پیدا کردن راه حل هایی برای غلبه بر این گره های پنهان شخصیتی می توان از تماشای فیلم بهره برد. بدیهی است که فیلم مورد نظر باید متناسب با مشکل موجود و با توجه به روحیات و شرایط فرد انتخاب شود.</p>
<p></p>
<p>&nbsp;در انتهای مقاله تعدادی فیلم برحسب شرایط مختلف بیماران تجویز شده است. نام فیلم <strong>سرگیجه ی هیچکاک</strong> در زیر عنوان <strong>"مسائل مردان" </strong>&nbsp;درج شده بود ( راستش همین موضوع باعث شد که دوباره این مقاله رو بخونم)<span style="font-size: x-small;">&nbsp;</span></p>
<p><span style="font-size: x-small;"><br /></span></p>
<p>( پی نوشت: هرچه در تالارهای کافه گشتم، جای مناسبی برای این موضوع پیدا نکردم. اگر دوستان پیشنهادی برای جابه جایی این نوشته دارند، می تونیم این نوشته را جابه جا کنیم)</p>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>" سینما رویای جمعی روزگار ماست " این جمله نام مقاله ای است که در "ماهنامه سینمایی فیلم، شماره 415 " به چاپ رسیده است.</p>
<p>پس خواندن مقاله، &nbsp;سری به سایت &nbsp;<a href="http://www.cinematherapy.com/"><a href="http://www.cinematherapy.com" target="_blank">http://www.cinematherapy.com</a></a> &nbsp;&nbsp;زدم.</p>
<p>به نکات جالبی اشاره شده بود.</p>
<p>&nbsp;اینگمار برگمان گفته است: <span style="color: #008000;"><strong>" هیچ یک از انواع هنر نمی تواند همچون فیلم به ورای خودآگاهی ما و مستقیما به عواطف و فضای گرگ و میش روحمان دست پیدا کند "</strong></span></p>
<p>در واقع تماشای فیلم می تواند همه ی هفت گونه هوش ما را به خدمت بگیرد و سرعت یادگیری و درک و تاثیرپذیری ما را چند برابر کند. به لحاظ &nbsp;تعامل منطقی (طرح)، زبانی (تبادل نظر)، بصری فضایی (تصاویر، رنگ ها، نمادها)، موسیقی (صدا و موسیقی)، فردی (داستان سرایی)، جنبشی (حرکت)، و درون روانی (هدایت درونی).<br /> <br /></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #0000ff;"><strong>همه ما از تماشای فیلم ها، تاثیرات متفاوتی را دریافت کرده ایم و براساس همین تاثیرات است که فیلمی را دوست داریم یا از آن بدمان می آید. </strong></span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0099;"><strong>آنچه که مسلم است این است که فیلم ها ما را به رویا می برند.</strong></span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #0000ff;"><strong>و از هر رویایی می توان به &nbsp;بینش و درک تازه ای رسید. ( به نظر من که این جمله جادویی است و حقیقت داره )</strong></span></p>
<p>تماشای فیلم &nbsp;به ما کمک می کند به درک عمیق تری از خود و دیگران در زندگی برسیم.</p>
<p>&nbsp;آدم ها با مسائل و مشکلات خود معمولا به صورت منطقی برخورد می کنند و معمولا جنبه احساسی آن ها نادیده می گیرند.</p>
<p></p>
<p>سینما درمانی به ما کمک می کند تا با استفاده از هم ذات پنداری با شخصیت های فیلم، احساسات محبوس شده و سرکوب شده &nbsp;در ضمیر ناخودآگاه خود را بیرون بریزیم و خود را تخلیه نماییم. مثل اوقاتی که به هنگام تماشای فیلم اشک میریزیم یا می خندیم و به این ترتیب می توانیم از درد و رنج درونی عبور می کنیم تا به شادمانی برسیم.</p>
<p>&nbsp;<strong> </strong>سینما درمانی برای بیمارانی قابل استفاده است که قادر به درک تمثیل ها و کنایه های به کاررفته در فیلم ها می باشند.</p>
<p>همچنین برای یافتن علل مشکلات درونی و پیدا کردن راه حل هایی برای غلبه بر این گره های پنهان شخصیتی می توان از تماشای فیلم بهره برد. بدیهی است که فیلم مورد نظر باید متناسب با مشکل موجود و با توجه به روحیات و شرایط فرد انتخاب شود.</p>
<p></p>
<p>&nbsp;در انتهای مقاله تعدادی فیلم برحسب شرایط مختلف بیماران تجویز شده است. نام فیلم <strong>سرگیجه ی هیچکاک</strong> در زیر عنوان <strong>"مسائل مردان" </strong>&nbsp;درج شده بود ( راستش همین موضوع باعث شد که دوباره این مقاله رو بخونم)<span style="font-size: x-small;">&nbsp;</span></p>
<p><span style="font-size: x-small;"><br /></span></p>
<p>( پی نوشت: هرچه در تالارهای کافه گشتم، جای مناسبی برای این موضوع پیدا نکردم. اگر دوستان پیشنهادی برای جابه جایی این نوشته دارند، می تونیم این نوشته را جابه جا کنیم)</p>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[تهیه سریال ارتش سری]]></title>
			<link>http://cafeclassic3.ir/thread-450.html</link>
			<pubDate>Thu, 02 Feb 2012 13:17:49 +0100</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://cafeclassic3.ir/thread-450.html</guid>
			<description><![CDATA[<p>میخواهم مجموعه کامل سریال ارتش سری را با زبان اصلی و دوبله فارسی ( دو زبانه ) از طریق خرید اینترنتی تهیه نمایم . در صورت امکان ممنون حواهم شد &nbsp;فروشگاه اینترنتی که سری کامل را با کیفیت بالا بتواند ارائه نماید معرفی نمایید.</p>
<p>&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; با تشکر : آروین</p>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>میخواهم مجموعه کامل سریال ارتش سری را با زبان اصلی و دوبله فارسی ( دو زبانه ) از طریق خرید اینترنتی تهیه نمایم . در صورت امکان ممنون حواهم شد &nbsp;فروشگاه اینترنتی که سری کامل را با کیفیت بالا بتواند ارائه نماید معرفی نمایید.</p>
<p>&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; با تشکر : آروین</p>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فیلمهایی که چند بار دوبله شده اند ...]]></title>
			<link>http://cafeclassic3.ir/thread-449.html</link>
			<pubDate>Tue, 31 Jan 2012 06:44:37 +0100</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://cafeclassic3.ir/thread-449.html</guid>
			<description><![CDATA[<p style="text-align: justify;" dir="rtl">در تاریخ دوبلاژ ایران شاهد دوبله مجدد و گاهی 3 ، 4 باره یک فیلم بوده و هستیم. اینکه چرا یک فیلم که بعضا با مهارت بسیار گویندگان و دقتی وصف ناپذیر دوبله میشد اما مجددا کار به دوبله های بعدی میکشید دلایل متعددی را میتوان یافت که عمده ترین آنها را بشرح زیر است:</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">الف)<span style="color: #800000;"> <strong>دستکاری و تغییر در جملات و بعضا تغییر کلمات</strong> </span>(بعلل مختلف نظیر دستور سفارش دهنده ، مقتضیات زمانی، تغییر پیش فرضهای فرهنگی و ... مثلا باید کلماتی مثل شراب به گوش نرسد یا انواع فحشهایی که امروزه دمده و زننده شده اند مودبانه تر ادا شوند یا فلان بحث سیاسی فیلم که با موقعیت فعلی سازگار نیست حذف شود و یا ...)</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">ب) <strong><span style="color: #800000;">دوبله مجدد بخاطر ارائه دوبله ای بهتر</span> </strong>(دستیابی به امکانات سمعی بهتر، حضور گویندگان بهتر ، نسخه با کیفیت تری از فیلم و ... بطور مثال فیلم <strong>ده فرمان</strong>)</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">ج) <span style="color: #800000;"><strong>دوبله مجدد بخاطر هماهنگی بهتر صداها با شرایط ویدیو ، تلویزیون ، ماهواره و کلا محلهای نمایش فیلم بغیر از سینماها جهت پخش در چنین رسانه های جدیدی </strong></span>(بطور مثال فیلمهائی که مرحوم ناظریان اوایل انقلاب بخاطر ویدیو مجددا دوبله کرد و یا نمونه ای بارزتر مثل <strong>برباد رفته</strong>)</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">د) <span style="color: #800000;"><strong>حسادتها و کینه ورزیهای شخصی برخی از مدیران دوبلاژ که ادعا داشتند میتوان کار بهتری ارائه کرد </strong></span>(بطور مثال در <strong>گلادیاتور</strong> و یا دوبله مجدد فیلمهای بروس لی و ... که عمدتا در چنین مواقعی کارهائی بشدت نازلتر از دوبله اول ارائه شده است)</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">ه) <strong><span style="color: #800000;">دوبله مجدد بخاطر تغییر بنیادی در داستان فیلم و یا وجود مصلحتهای کاذب</span> &nbsp;</strong>(بطور مثال <strong>دانتون</strong> یکبار بشکل منظوم(شعر) و بار دیگر بشکل منثور(نثر) دوبله شد و یا <strong>بعد از ظهر سگی</strong> را مجددا دوبله کردند تا انگیزه سرقت ماهوی یابد ... و یا اینکه مصلحت نیست صدای فلان گوینده در این برهه از زمان شنید و ... )</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong><span style="color: #800000;">علل دیگر</span></strong>ی هم میتوان یافت اما کلی نبوده و موردی و شامل تک فیلمها هستند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">هدف از ایجاد این جستار پرداختن به شکل فنی به اشکال چند گانه دوبله های یک فیلم و مقایسه شکل کار و برشمردن تفاوتها ، مزیتها ، داشته ها و نداشته هاست. بعضا اخبار مرتبط با دوبله های جدید که هرزچندگاهی روی فیلمها و کارتونهای قدیمی هم انجام میگیرد در این تاپیک میتوان درج کرد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">سعی خواهیم کرد&nbsp;روی دوبله فیلمهائی که به&nbsp;نام تعدادی از آنها اشاره میشود بشکل مشروح بپردازیم و بخشهائی از دوبله های متعدد را بصورت کلیپ برای مقایسه بهتر ارائه کنیم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>آتیلا ، اسب کهر را بنگر ، آتش بر فراز تلمارک ، رابین هود (کارتون) ، آوای وحش ، نام من هیچکس ،بخاطر یک مشت دلار ، الیور توئیست ، اتللو ، باراباس ، پدرخوانده ، جاسوس سه جانبه ، پل رودخانه کوای ،&nbsp; پرنده باز آلکاتراز ، جنجال بزرگ ، حماسه کئوما ، دایره &nbsp;سرخ ، خم رودخانه ، ده فرمان ، دزد بغداد ، دره انتقام ، ریو براوو، جیبی پر از دینامیت (سرتو دزد رفیق) ، سامسون و دلیله ، سلیمان و ملکه صبا ، شبکه ، سربزنگاه ، شهر پسران ، شمال از شمال غربی، عقرب ، فرمان گمشده ، قتل در قطار سریع السیر شرق ، کازابلانکا ، گذرگاه کاساندرا ، نابخشوده (جان هیوستن) ، نوری بر فراز لبه دنیا ، هفت روز در ماه مه ، وایکینگها ، زنده باد زاپاتا، اسلحه بزرگ، لورنس عربستان ، هفت دلاور ، بربادرفته ، بچه رزماری، ازینجا تا ابدیت ، مردی برای تمام فصول ، خوب&nbsp; بد&nbsp; زشت ، گلادیاتور ، ال سید ، داستان وست ساید ، فرار بزرگ ، ماجرای نیمروز ، شین ، طناب اعدام (دارش بزن) ، بندباز ، گروهان هفتم ... ، شهر پسران ، لورنس عربستان</strong> و ...</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">بدون شک همه چیز را همگان نمیدانند و تک تک دوستان هریک از پستهای ارائه شده را میتوانند تکمیل تر نمایند و یکی از بهترین تاپیکهای نت را درخصوص فیلمهای چند دوبله ای پس از سالها در فارومی چون کافه کلاسیک و در کنار دوستان فرهیخته پی ریزی کنیم.</p>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;" dir="rtl">در تاریخ دوبلاژ ایران شاهد دوبله مجدد و گاهی 3 ، 4 باره یک فیلم بوده و هستیم. اینکه چرا یک فیلم که بعضا با مهارت بسیار گویندگان و دقتی وصف ناپذیر دوبله میشد اما مجددا کار به دوبله های بعدی میکشید دلایل متعددی را میتوان یافت که عمده ترین آنها را بشرح زیر است:</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">الف)<span style="color: #800000;"> <strong>دستکاری و تغییر در جملات و بعضا تغییر کلمات</strong> </span>(بعلل مختلف نظیر دستور سفارش دهنده ، مقتضیات زمانی، تغییر پیش فرضهای فرهنگی و ... مثلا باید کلماتی مثل شراب به گوش نرسد یا انواع فحشهایی که امروزه دمده و زننده شده اند مودبانه تر ادا شوند یا فلان بحث سیاسی فیلم که با موقعیت فعلی سازگار نیست حذف شود و یا ...)</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">ب) <strong><span style="color: #800000;">دوبله مجدد بخاطر ارائه دوبله ای بهتر</span> </strong>(دستیابی به امکانات سمعی بهتر، حضور گویندگان بهتر ، نسخه با کیفیت تری از فیلم و ... بطور مثال فیلم <strong>ده فرمان</strong>)</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">ج) <span style="color: #800000;"><strong>دوبله مجدد بخاطر هماهنگی بهتر صداها با شرایط ویدیو ، تلویزیون ، ماهواره و کلا محلهای نمایش فیلم بغیر از سینماها جهت پخش در چنین رسانه های جدیدی </strong></span>(بطور مثال فیلمهائی که مرحوم ناظریان اوایل انقلاب بخاطر ویدیو مجددا دوبله کرد و یا نمونه ای بارزتر مثل <strong>برباد رفته</strong>)</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">د) <span style="color: #800000;"><strong>حسادتها و کینه ورزیهای شخصی برخی از مدیران دوبلاژ که ادعا داشتند میتوان کار بهتری ارائه کرد </strong></span>(بطور مثال در <strong>گلادیاتور</strong> و یا دوبله مجدد فیلمهای بروس لی و ... که عمدتا در چنین مواقعی کارهائی بشدت نازلتر از دوبله اول ارائه شده است)</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">ه) <strong><span style="color: #800000;">دوبله مجدد بخاطر تغییر بنیادی در داستان فیلم و یا وجود مصلحتهای کاذب</span> &nbsp;</strong>(بطور مثال <strong>دانتون</strong> یکبار بشکل منظوم(شعر) و بار دیگر بشکل منثور(نثر) دوبله شد و یا <strong>بعد از ظهر سگی</strong> را مجددا دوبله کردند تا انگیزه سرقت ماهوی یابد ... و یا اینکه مصلحت نیست صدای فلان گوینده در این برهه از زمان شنید و ... )</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong><span style="color: #800000;">علل دیگر</span></strong>ی هم میتوان یافت اما کلی نبوده و موردی و شامل تک فیلمها هستند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">هدف از ایجاد این جستار پرداختن به شکل فنی به اشکال چند گانه دوبله های یک فیلم و مقایسه شکل کار و برشمردن تفاوتها ، مزیتها ، داشته ها و نداشته هاست. بعضا اخبار مرتبط با دوبله های جدید که هرزچندگاهی روی فیلمها و کارتونهای قدیمی هم انجام میگیرد در این تاپیک میتوان درج کرد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">سعی خواهیم کرد&nbsp;روی دوبله فیلمهائی که به&nbsp;نام تعدادی از آنها اشاره میشود بشکل مشروح بپردازیم و بخشهائی از دوبله های متعدد را بصورت کلیپ برای مقایسه بهتر ارائه کنیم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>آتیلا ، اسب کهر را بنگر ، آتش بر فراز تلمارک ، رابین هود (کارتون) ، آوای وحش ، نام من هیچکس ،بخاطر یک مشت دلار ، الیور توئیست ، اتللو ، باراباس ، پدرخوانده ، جاسوس سه جانبه ، پل رودخانه کوای ،&nbsp; پرنده باز آلکاتراز ، جنجال بزرگ ، حماسه کئوما ، دایره &nbsp;سرخ ، خم رودخانه ، ده فرمان ، دزد بغداد ، دره انتقام ، ریو براوو، جیبی پر از دینامیت (سرتو دزد رفیق) ، سامسون و دلیله ، سلیمان و ملکه صبا ، شبکه ، سربزنگاه ، شهر پسران ، شمال از شمال غربی، عقرب ، فرمان گمشده ، قتل در قطار سریع السیر شرق ، کازابلانکا ، گذرگاه کاساندرا ، نابخشوده (جان هیوستن) ، نوری بر فراز لبه دنیا ، هفت روز در ماه مه ، وایکینگها ، زنده باد زاپاتا، اسلحه بزرگ، لورنس عربستان ، هفت دلاور ، بربادرفته ، بچه رزماری، ازینجا تا ابدیت ، مردی برای تمام فصول ، خوب&nbsp; بد&nbsp; زشت ، گلادیاتور ، ال سید ، داستان وست ساید ، فرار بزرگ ، ماجرای نیمروز ، شین ، طناب اعدام (دارش بزن) ، بندباز ، گروهان هفتم ... ، شهر پسران ، لورنس عربستان</strong> و ...</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">بدون شک همه چیز را همگان نمیدانند و تک تک دوستان هریک از پستهای ارائه شده را میتوانند تکمیل تر نمایند و یکی از بهترین تاپیکهای نت را درخصوص فیلمهای چند دوبله ای پس از سالها در فارومی چون کافه کلاسیک و در کنار دوستان فرهیخته پی ریزی کنیم.</p>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[بایگانی تصویرهای سردر بالای کافه]]></title>
			<link>http://cafeclassic3.ir/thread-445.html</link>
			<pubDate>Fri, 20 Jan 2012 20:07:57 +0100</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://cafeclassic3.ir/thread-445.html</guid>
			<description><![CDATA[<p>در این تاپیک تصاویری که بر سردر بالای کافه جای می گیرند بایگانی می شوند.</p>
<p>با سپاس از همه دوستانی که در طراحی این لوگوها پیش قدم می شوند و کافه را با هنر خویش زیباتر می سازند. <img src="images/smilies/heart.gif" border="0" alt=":heart:" /></p>
<p></p>
<p><img src="http://www.img4up.com/up2/8423024139833.jpg" alt="" /></p>
<p></p>
<p><img src="http://www.img4up.com/up2/01582138842449418286.jpg" alt="" /></p>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در این تاپیک تصاویری که بر سردر بالای کافه جای می گیرند بایگانی می شوند.</p>
<p>با سپاس از همه دوستانی که در طراحی این لوگوها پیش قدم می شوند و کافه را با هنر خویش زیباتر می سازند. <img src="images/smilies/heart.gif" border="0" alt=":heart:" /></p>
<p></p>
<p><img src="http://www.img4up.com/up2/8423024139833.jpg" alt="" /></p>
<p></p>
<p><img src="http://www.img4up.com/up2/01582138842449418286.jpg" alt="" /></p>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[سریال های مشهور خارجی صدا سیما]]></title>
			<link>http://cafeclassic3.ir/thread-436.html</link>
			<pubDate>Sat, 07 Jan 2012 11:56:25 +0100</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://cafeclassic3.ir/thread-436.html</guid>
			<description><![CDATA[<p>سلام قصد مت از این تاپیک بیشتر ایجاد صفحه ای برای تهیه سریال ها یا پرسید اسم سریال هاست خودم هم اول شروع میکنم با سریال بازرس مورس آیا کسی داردش البته با صدای استاد بزرگوار پرویز بهرام<img class="smilie" src="images/smilies/heart.gif" border="0" alt=":heart:" /></p>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سلام قصد مت از این تاپیک بیشتر ایجاد صفحه ای برای تهیه سریال ها یا پرسید اسم سریال هاست خودم هم اول شروع میکنم با سریال بازرس مورس آیا کسی داردش البته با صدای استاد بزرگوار پرویز بهرام<img class="smilie" src="images/smilies/heart.gif" border="0" alt=":heart:" /></p>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[درخواست فیلم]]></title>
			<link>http://cafeclassic3.ir/thread-435.html</link>
			<pubDate>Fri, 06 Jan 2012 14:59:40 +0100</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://cafeclassic3.ir/thread-435.html</guid>
			<description><![CDATA[<p>با سلام</p>
<p>لطفاً لینک دانلود فیلم انتقام با بازی کوین کاستنر!!!!!!!!!!!!!!!!</p>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام</p>
<p>لطفاً لینک دانلود فیلم انتقام با بازی کوین کاستنر!!!!!!!!!!!!!!!!</p>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[تصاویر  به روایت موسیقی!]]></title>
			<link>http://cafeclassic3.ir/thread-434.html</link>
			<pubDate>Thu, 05 Jan 2012 15:17:55 +0100</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://cafeclassic3.ir/thread-434.html</guid>
			<description><![CDATA[<p>در اوایل ورودم به کافه بخش ارزشمندی وجود داشت که در اون بخش ، دوستان حس خوبی رو که از دیدن نماهنگ های برگزیدشون پیدا کرده بودند رو با دیگر همراهان کافه ای ، سهیم می شدن . سنت پسندیده ای بود و به راستی میشد زیبایی ها رو با سلیقه های دوستان همراه دید .</p>
<p>متاسفانه بعد از بجران پیلترینگ برادران سایبری این بخش حذف و از یادها رفت هر چند من خودم همیشه منتظر بازگشایی اون بودم .</p>
<p>با اجازتون این بخش رو که اختصاص خواهد داشت برای نماهنگ های برگزیده و البته اکثرا هم مربوط خواهند بود به سینما و کلیپ های فیلم ها دوباره فعال می کنم و اگر نظر دوستان بر این بود که در این بخش از محدوده سینما خارج نشیم ، بر انجامش سعی خواهیم کرد &nbsp;...</p>
<p>برای شروع و روشن کردن چراغ اول یک شاهکار رو تقدیم دوستان می کنم ... می خواستم ننویسم شاهکار ، اما خودتون ببینید این معجزه دنیای سینما و انیمیشن رو ...</p>
<p>تدوین رو و همنشینی تصاویر رو با موسیقی و کلام شاهد باشین و لذت ببرین .</p>
<p>به خاطر سورپرایز شدن دوستان ، توضیح اضافی نمیدم تا تک تک عزیزان کافه شگفت زده بشن و در حس خوب این شگفت زدگی و لذت همراهی کنن ...</p>
<p>حجم فایل در حدود 6.5 مگابایته و فرمتش ام پی فور ! &nbsp;نهایت سعی رو کردم که در نگارش از کلمات حساسیت برانگیز و جذاب برای عزیزان پیلترگرا ، اجتناب کنم ...</p>
<p>به همه توصیه می کنم دانلودش کنین ...</p>
<p>از اونجاهاست که دنیایی حرف در چند دقیقه کوتاه فشرده و یکجا جمع شده ...</p>
<p>تقدیم به همتون :</p>
<p><a href="http://s1.picofile.com/file/7236844515/Love.mp4.html" target="_blank">http://s1.picofile.com/file/7236844515/Love.mp4.html</a></p>
<p>یا حق ...</p>
<p>&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;ویتو</p>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در اوایل ورودم به کافه بخش ارزشمندی وجود داشت که در اون بخش ، دوستان حس خوبی رو که از دیدن نماهنگ های برگزیدشون پیدا کرده بودند رو با دیگر همراهان کافه ای ، سهیم می شدن . سنت پسندیده ای بود و به راستی میشد زیبایی ها رو با سلیقه های دوستان همراه دید .</p>
<p>متاسفانه بعد از بجران پیلترینگ برادران سایبری این بخش حذف و از یادها رفت هر چند من خودم همیشه منتظر بازگشایی اون بودم .</p>
<p>با اجازتون این بخش رو که اختصاص خواهد داشت برای نماهنگ های برگزیده و البته اکثرا هم مربوط خواهند بود به سینما و کلیپ های فیلم ها دوباره فعال می کنم و اگر نظر دوستان بر این بود که در این بخش از محدوده سینما خارج نشیم ، بر انجامش سعی خواهیم کرد &nbsp;...</p>
<p>برای شروع و روشن کردن چراغ اول یک شاهکار رو تقدیم دوستان می کنم ... می خواستم ننویسم شاهکار ، اما خودتون ببینید این معجزه دنیای سینما و انیمیشن رو ...</p>
<p>تدوین رو و همنشینی تصاویر رو با موسیقی و کلام شاهد باشین و لذت ببرین .</p>
<p>به خاطر سورپرایز شدن دوستان ، توضیح اضافی نمیدم تا تک تک عزیزان کافه شگفت زده بشن و در حس خوب این شگفت زدگی و لذت همراهی کنن ...</p>
<p>حجم فایل در حدود 6.5 مگابایته و فرمتش ام پی فور ! &nbsp;نهایت سعی رو کردم که در نگارش از کلمات حساسیت برانگیز و جذاب برای عزیزان پیلترگرا ، اجتناب کنم ...</p>
<p>به همه توصیه می کنم دانلودش کنین ...</p>
<p>از اونجاهاست که دنیایی حرف در چند دقیقه کوتاه فشرده و یکجا جمع شده ...</p>
<p>تقدیم به همتون :</p>
<p><a href="http://s1.picofile.com/file/7236844515/Love.mp4.html" target="_blank">http://s1.picofile.com/file/7236844515/Love.mp4.html</a></p>
<p>یا حق ...</p>
<p>&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;ویتو</p>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[انتخابات مدیران بخش]]></title>
			<link>http://cafeclassic3.ir/thread-433.html</link>
			<pubDate>Fri, 30 Dec 2011 19:08:21 +0100</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://cafeclassic3.ir/thread-433.html</guid>
			<description><![CDATA[<p>دوستان گرانقدر و فرهیخته&nbsp;ی کافه کلاسیک.</p>
<p>پیرو&nbsp;مشورت با دوستان و بررسی پیشنهادات کاربران و جهت نظارت هر چه بهتر بر نوشته های انجمن ،&nbsp;مشخص شد که وجود <strong>مدیران بخش</strong> در کنار مدیران فعلی می تواند ما را در رسیدن به اهداف انجمن هر چه بیشتر یاری رساند. با توجه به اینکه بهتر است مدیران به شیوه انتخابی و با نظر اکثریت کاربران انتخاب شده باشند در ابتدا بهتر است که دوستانی که مایلند ما را در این&nbsp;راه یاری رسانند ، آمادگی خود را اینجا اعلام نمایند تا کاندیدای رای گیری شوند.</p>
<p>دوستان زیادی در کافه هستند که در حد استاد هستند اما شاید فرصت و وقت قبول این مسئولیت را نداشته باشند پس بهتر دیدیم به جای تماس با این دوستان ، شیوه نامزد شدن را انتخاب کنیم تا صرفا عزیزانی که احساس می کنند فرصت و شرایط قبول این مسئولیت را دارند اعلام امادگی نمایند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">شرایط مورد نیاز:</span></p>
<p>1- مقبولیت و محبوبیت بین اکثر اعضای کافه.</p>
<p>2- داشتن سابقه فعالیت مفید و ارسال پست های با ارزش.</p>
<p>3- تسلط به دستور زبان فارسی و توانایی ویرایش پست ها به بهترین شکل.</p>
<p>4- داشتن فرصت آزاد برای رسیدگی به ارسال های بقیه کاربران&nbsp;، ویرایش و یا تماس با ارسال کننده پست.</p>
<p>5- توانایی برقراری ارتباط با کاربران به شیوه مناسب و هدایت بحث های چالشی به بهترین وجه .</p>
<p></p>
<p>با احترام</p>
<p><em>ایران کلاسیک</em></p>
<p></p>
<p></p>
<p></p>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دوستان گرانقدر و فرهیخته&nbsp;ی کافه کلاسیک.</p>
<p>پیرو&nbsp;مشورت با دوستان و بررسی پیشنهادات کاربران و جهت نظارت هر چه بهتر بر نوشته های انجمن ،&nbsp;مشخص شد که وجود <strong>مدیران بخش</strong> در کنار مدیران فعلی می تواند ما را در رسیدن به اهداف انجمن هر چه بیشتر یاری رساند. با توجه به اینکه بهتر است مدیران به شیوه انتخابی و با نظر اکثریت کاربران انتخاب شده باشند در ابتدا بهتر است که دوستانی که مایلند ما را در این&nbsp;راه یاری رسانند ، آمادگی خود را اینجا اعلام نمایند تا کاندیدای رای گیری شوند.</p>
<p>دوستان زیادی در کافه هستند که در حد استاد هستند اما شاید فرصت و وقت قبول این مسئولیت را نداشته باشند پس بهتر دیدیم به جای تماس با این دوستان ، شیوه نامزد شدن را انتخاب کنیم تا صرفا عزیزانی که احساس می کنند فرصت و شرایط قبول این مسئولیت را دارند اعلام امادگی نمایند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">شرایط مورد نیاز:</span></p>
<p>1- مقبولیت و محبوبیت بین اکثر اعضای کافه.</p>
<p>2- داشتن سابقه فعالیت مفید و ارسال پست های با ارزش.</p>
<p>3- تسلط به دستور زبان فارسی و توانایی ویرایش پست ها به بهترین شکل.</p>
<p>4- داشتن فرصت آزاد برای رسیدگی به ارسال های بقیه کاربران&nbsp;، ویرایش و یا تماس با ارسال کننده پست.</p>
<p>5- توانایی برقراری ارتباط با کاربران به شیوه مناسب و هدایت بحث های چالشی به بهترین وجه .</p>
<p></p>
<p>با احترام</p>
<p><em>ایران کلاسیک</em></p>
<p></p>
<p></p>
<p></p>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[بازنگری در اسطوره های کلاسیک]]></title>
			<link>http://cafeclassic3.ir/thread-430.html</link>
			<pubDate>Sat, 17 Dec 2011 08:08:32 +0100</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://cafeclassic3.ir/thread-430.html</guid>
			<description><![CDATA[<p style="text-align: justify;"></p>
<p style="text-align: justify;">عنوان بحث به اندازه کافی گویا هست. می خواهیم به تشکیک در انگاره های کلاسیک رسوب شده بپردازیم. طرح پرسش هایی مثل: <span style="color: #0000ff;">آیا همشهری کین -هنوز هم- بهترین فیلم تاریخ سینماست؟</span> <span style="color: #993300;">آیا پانتئون کلاسیک نشین ها -هاکس و والش و فورد و هیچکاک و مینه لی و ...- هنوز هم ارج سابق خود را در تاریخ سینما دارند؟</span> <span style="color: #003366;">آیا کازابلانکا ....؟ (ببخشید اینیکی خطری است! انشاالله به موقعش)</span></p>
<p style="text-align: justify;"></p>
<p style="text-align: justify;">*************************</p>
<p style="text-align: justify;"></p>
<p style="text-align: justify;"><img src="http://www.up98.org/upload/server1/01/z/lg0jvckigsh4ou7x45xe.jpg" alt="http://www.up98.org/upload/server1/01/z/lg0jvckigsh4ou7x45xe.jpg" /></p>
<p style="text-align: justify;"></p>
<p style="text-align: justify;"></p>
<p style="text-align: justify;">برای شروع ، سراغ اسطوره فیلمهای کلاسیک یعنی <strong>همشهری کین</strong> می روم و امیدوارم دوستان هم نسبت به این نظر من واکنش نشان دهند. به چند دلیل همشهری کین را دوست ندارم و آن را اثری بیش از حد بها داده شده در تاریخ سینما می دانم:</p>
<p style="text-align: justify;"></p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #000080;">1- از نظر اخلاقی :</span> </strong>این فیلم به قصد ترور شخصیت یکی از مشاهیر آن دوران ساخته شده. تصویری تخت از او به عنوان شخصیتی متفرعن و مالامال از عقده های سرکوب شده و کمبودهای روانی! چنین تصویری از یکی از افراد خودساخته دوران خود که خدمات زیادی به هنر سینما و ادبیات (با حمایت از شخصیت هایی چون <span style="color: #000080;">چاپلین </span>، <span style="color: #000080;">همینگوی </span>و <span style="color: #000080;">فاکنر</span>) کرده دور از معیارهای اخلاقی است. هر چند قطعا <span style="color: #000080;">ویلیام راندولف هرست</span> نه شخصیتی معصوم بوده ، نه دوست داشتنی. اما با مقایسه میان او و دستاوردهایش&nbsp; با دستاوردهای فرصت طلبان معاصر (نظیر تد ترنر) به برجستگی های شخصیت هرست پی می بریم. <span style="color: #000080;">پیتر باگدانویچ </span>در فیلم <span style="color: #000080;">میوی گربه </span>(2001) تصویری نسبتا واقعی تر از وی به دست داده.</p>
<p style="text-align: justify;"></p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #000080;">2- از نظر سینمایی : </span></strong>به نظرم درباره نقش <span style="color: #000080;">اورسون ولز</span> در این فیلم زیادی اغراق شده است. بسیاری از نوآوری هایی که در تاریخ سینما اولین بارش را به این فیلم نسبت می دهند ، پیش از آن اجرا شده بودند. به عنوان مثال تکنیک <span style="color: #000080;">عمق میدان</span> پیش تر در فیلم <strong><span style="color: #000080;">راه طولانی به سوی خان<span style="color: #000080;">ه</span></span></strong><span style="color: #000080;"> (جان فورد)</span> به کار رفته بود که از قضا فیلمبردار آن هم <span style="color: #000080;">گرگ تولند</span> بوده! غیر از آن فیلم ریتم کسل کننده ای دارد و بازی بازیگران (به خصوص اورسون ولز) به خصوص وقتی با دستاوردهای بازیگران نسل اکتورز استدیو مقایسه شود ، به شدت تصنعی و آمیخته با خودشیفتگی و میل به جلوه گری است.</p>
<p style="text-align: justify;"></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #000080;"><strong>3- از نظر مضمونی :</strong> </span>به لحاظ محتوایی این فیلم به شدت عقب مانده است! در شخصیت پردازی کاراکتر اصلی اش کمترین انعطافی دیده نمی شود. هر چند فیلم ادعا می کند که دارد که این شخصیت را از منظرهای متعددی (منظر شخصیتهای مختلف) بررسی می کند ، اما این روایات دقیقا در امتداد هم و در تکمیل همین شخصیت تخت هستند. این فیلم از <span style="color: #000080;">نسبی گرایی حقیقت </span>که یکی از پذیرفته ترین اصول فکری است سهمی نبرده. این را مقایسه کنید با نگرش مترقی فیلم <strong><span style="color: #000080;">راشومون (اکوتاگاوا/کوروساوا) </span></strong>که یک واقعه از از منظرهای مختلف روایت کرده و در نهایت شخصیت هایش را ناامید از یافتن حقیقت سرگردان زیر باران رها می کند! همشهری کین هرچند ادعا می کند که راز زندگی کین ناگشوده ماند ، اما با نشان دادن سورتمه و رمزگشایی کلمه <span style="color: #000080;"><strong>رزباد </strong></span>، به تماشاگرش نتیجه ای کاملا قطعی میدهد که این نشانه معصومیت و کودکی درون کین است! و شخصیت متفرعن و متکبری چون کین هم کودک درونی دارد که اگر از آن خوب مراقبت شود به راه خطا نمی رود!! <span style="color: #000080;">"فرضیه کودک درون"</span> ابدا از عمق فلسفی برخوردار نیست و روانکاوی جدید هم آن را جدی نمی گیرد ، در عوض دستمایه ای برای تبلیغ رویاها و معصومیت و بلاهت امریکایی است که سینمای هالیوود هم در سالهای متمادی از تبلیغ آن دریغ نداشته است (<span style="color: #000080;">فارست گامپ</span> یه عنوان مثال)</p>
<p style="text-align: justify;"></p>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"></p>
<p style="text-align: justify;">عنوان بحث به اندازه کافی گویا هست. می خواهیم به تشکیک در انگاره های کلاسیک رسوب شده بپردازیم. طرح پرسش هایی مثل: <span style="color: #0000ff;">آیا همشهری کین -هنوز هم- بهترین فیلم تاریخ سینماست؟</span> <span style="color: #993300;">آیا پانتئون کلاسیک نشین ها -هاکس و والش و فورد و هیچکاک و مینه لی و ...- هنوز هم ارج سابق خود را در تاریخ سینما دارند؟</span> <span style="color: #003366;">آیا کازابلانکا ....؟ (ببخشید اینیکی خطری است! انشاالله به موقعش)</span></p>
<p style="text-align: justify;"></p>
<p style="text-align: justify;">*************************</p>
<p style="text-align: justify;"></p>
<p style="text-align: justify;"><img src="http://www.up98.org/upload/server1/01/z/lg0jvckigsh4ou7x45xe.jpg" alt="http://www.up98.org/upload/server1/01/z/lg0jvckigsh4ou7x45xe.jpg" /></p>
<p style="text-align: justify;"></p>
<p style="text-align: justify;"></p>
<p style="text-align: justify;">برای شروع ، سراغ اسطوره فیلمهای کلاسیک یعنی <strong>همشهری کین</strong> می روم و امیدوارم دوستان هم نسبت به این نظر من واکنش نشان دهند. به چند دلیل همشهری کین را دوست ندارم و آن را اثری بیش از حد بها داده شده در تاریخ سینما می دانم:</p>
<p style="text-align: justify;"></p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #000080;">1- از نظر اخلاقی :</span> </strong>این فیلم به قصد ترور شخصیت یکی از مشاهیر آن دوران ساخته شده. تصویری تخت از او به عنوان شخصیتی متفرعن و مالامال از عقده های سرکوب شده و کمبودهای روانی! چنین تصویری از یکی از افراد خودساخته دوران خود که خدمات زیادی به هنر سینما و ادبیات (با حمایت از شخصیت هایی چون <span style="color: #000080;">چاپلین </span>، <span style="color: #000080;">همینگوی </span>و <span style="color: #000080;">فاکنر</span>) کرده دور از معیارهای اخلاقی است. هر چند قطعا <span style="color: #000080;">ویلیام راندولف هرست</span> نه شخصیتی معصوم بوده ، نه دوست داشتنی. اما با مقایسه میان او و دستاوردهایش&nbsp; با دستاوردهای فرصت طلبان معاصر (نظیر تد ترنر) به برجستگی های شخصیت هرست پی می بریم. <span style="color: #000080;">پیتر باگدانویچ </span>در فیلم <span style="color: #000080;">میوی گربه </span>(2001) تصویری نسبتا واقعی تر از وی به دست داده.</p>
<p style="text-align: justify;"></p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #000080;">2- از نظر سینمایی : </span></strong>به نظرم درباره نقش <span style="color: #000080;">اورسون ولز</span> در این فیلم زیادی اغراق شده است. بسیاری از نوآوری هایی که در تاریخ سینما اولین بارش را به این فیلم نسبت می دهند ، پیش از آن اجرا شده بودند. به عنوان مثال تکنیک <span style="color: #000080;">عمق میدان</span> پیش تر در فیلم <strong><span style="color: #000080;">راه طولانی به سوی خان<span style="color: #000080;">ه</span></span></strong><span style="color: #000080;"> (جان فورد)</span> به کار رفته بود که از قضا فیلمبردار آن هم <span style="color: #000080;">گرگ تولند</span> بوده! غیر از آن فیلم ریتم کسل کننده ای دارد و بازی بازیگران (به خصوص اورسون ولز) به خصوص وقتی با دستاوردهای بازیگران نسل اکتورز استدیو مقایسه شود ، به شدت تصنعی و آمیخته با خودشیفتگی و میل به جلوه گری است.</p>
<p style="text-align: justify;"></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #000080;"><strong>3- از نظر مضمونی :</strong> </span>به لحاظ محتوایی این فیلم به شدت عقب مانده است! در شخصیت پردازی کاراکتر اصلی اش کمترین انعطافی دیده نمی شود. هر چند فیلم ادعا می کند که دارد که این شخصیت را از منظرهای متعددی (منظر شخصیتهای مختلف) بررسی می کند ، اما این روایات دقیقا در امتداد هم و در تکمیل همین شخصیت تخت هستند. این فیلم از <span style="color: #000080;">نسبی گرایی حقیقت </span>که یکی از پذیرفته ترین اصول فکری است سهمی نبرده. این را مقایسه کنید با نگرش مترقی فیلم <strong><span style="color: #000080;">راشومون (اکوتاگاوا/کوروساوا) </span></strong>که یک واقعه از از منظرهای مختلف روایت کرده و در نهایت شخصیت هایش را ناامید از یافتن حقیقت سرگردان زیر باران رها می کند! همشهری کین هرچند ادعا می کند که راز زندگی کین ناگشوده ماند ، اما با نشان دادن سورتمه و رمزگشایی کلمه <span style="color: #000080;"><strong>رزباد </strong></span>، به تماشاگرش نتیجه ای کاملا قطعی میدهد که این نشانه معصومیت و کودکی درون کین است! و شخصیت متفرعن و متکبری چون کین هم کودک درونی دارد که اگر از آن خوب مراقبت شود به راه خطا نمی رود!! <span style="color: #000080;">"فرضیه کودک درون"</span> ابدا از عمق فلسفی برخوردار نیست و روانکاوی جدید هم آن را جدی نمی گیرد ، در عوض دستمایه ای برای تبلیغ رویاها و معصومیت و بلاهت امریکایی است که سینمای هالیوود هم در سالهای متمادی از تبلیغ آن دریغ نداشته است (<span style="color: #000080;">فارست گامپ</span> یه عنوان مثال)</p>
<p style="text-align: justify;"></p>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مافیا]]></title>
			<link>http://cafeclassic3.ir/thread-429.html</link>
			<pubDate>Tue, 13 Dec 2011 07:59:31 +0100</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://cafeclassic3.ir/thread-429.html</guid>
			<description><![CDATA[<p dir="rtl" align="center">مافیا</p>
<p dir="rtl" align="center"><img id="il_fi" style="PADDING-BOTTOM: 8px; PADDING-RIGHT: 8px; PADDING-TOP: 8px" src="http://images.wikia.com/godfather/images/f/f3/Old_Don_Vito.jpg" alt="" width="618" height="497" /></p>
<p dir="rtl">واژه ی سیسیلی مافیا ، که امروزه جهانی شده ، از عربی ریشه می گیرد ؛البته تئوریهای زیادی در مورد معنی کلمه " مافیا " مطرح است . صفت سیسیلی " Mafioso " که احتمالا از ریشه لغت " ماهیاس " عربی گرفته شده که به معنای مبارزه پرخاشگرانه است. مردم ایتالیا اعتقاد دارند که کلمه مافیا از جمله " Morte Alla Francia Anelia Italia " &laquo; مرگ بر فرانسه درود بر ایتالیا &raquo;گرفته شده است . یک تئوری دیگر در مورد نام مافیا این است که احتمالا از واژه عربی " مافیها " به معنای" پنهان گاه " گرفته شده است. نهادی بنام مافیا ، در سیسیل ، بزرگترین جزیره دریای مدیترانه در جنوب ایتالیا ، شکل گرفت . این واژه به همان ساختار و مناسبات عشیره ای و ایستارهای ارزشی آشنایی دلالت دارد که در گذشته و بعضا&nbsp; امروز در میان اعراب ، مردم جنوب مدیترانه و تمامی جوامع خاورمیانه ، از جمله ایران ، ریشه دیرین دارد." DON"&nbsp; یا همان خان جوامع عشایری خودمان ، در راس طایفه قرار دارد و خاندان به مفهوم گستردهاش ، یعنی طایفه یا عشیره ، تحت ریاست اوست . ارزش ها و ایستارها نیز همان است : عزت ، شرف ، مردانگی ، غیرت ، کمک به نیازمند ، ستیز علیه مخاصم و انتقام جویی و خونخواهی. این مناسبات از طریق جوامع مهاجر سیسیلی به ایالات متحده آمریکا رفت ، در آنجا انسجام و بقا و رشد یافت و ثروت مهاجران سیسیلی را بهمراه داشت . در بنیان شبکه های تبهکاری سازمان یافته قرار گرفت و به این ترتیب " مافیا " ، به معنی مدرن آن را آفرید.</p>
<p dir="rtl">مردم عمیقا&nbsp; "شرقی " سیسیل ، این جزیره که حتی در نقشه جغرافیایی هم گویی دارد از چکمه نوک تیز ایتالیا &ndash; که پای اروپاست &ndash; لگد می خورد ، از زمان استیلای نورماندی ها (1071 میلادی ) تا دوران معاصر در زیر یوغ و ستم حگام بیگانه بودند. آنها طی این تاریخ طولانی با تمام وجود آموختند که تنها راه مقابله با حکومت ، استحکام تشکیلات درونی و ساختار طایفه ایست که در گویش محلی " کوسانوسترا " (COSA NOSTRA ) خوانده می شود : " آنچه متعلق به ماست " . حکومت به فکر آنها نبود پس آنها نیز به آن اهمیتی نمی دادند . این فرایند ، در فرهنگ سیسیلیایی ، پنهان کاری و درونی کردن مسائل را به شدت تقویت کرد . انسجام طایفه ای قوام بیشتر یافت و " امرتا " قانون سکوت و رازداری ، عمیقا شکل گرفت . در این صورت " بی شرف ترین " کس آن بود که علیه خاندان و مردمش به حکومت حرفی بزند . هر چه بود باید در درون " خاندان " حل و فصل می شد . این نظام طی قرن ها آبدیده شد و انضباطی عجیب را شکل داد . به این ترتیب مافیا شکل گرفت ." دن ها " و طوایف شان ، در برابر کارگزاران حکومت ها ، حاکمان واقعی سیسیل بودند و قواعد و ایستار های طایفه ای برتر و واجب الاطاعه تر از قوانین حکومت ها شناخته شد . البته این ساختار آرمانی آنها نبود ! . جنگ ها و مصیبت ها و انتقام جویی های بی رحمانه طایفه ای و رقابت و ستیز های خونین میان " دن ها " نیز در میان بود . همین سنت ها&nbsp; در مافیای جدید تداوم یافت.</p>
<p dir="rtl">ازیک سو فقر در جنوب ایتالیا و سیسیل و آوازه شهرت آمریکا به عنوان سرزمین آرزوها از سوی دیگر موجب شد تا " دن ها " و اعضای طوایف سیسیل ، با کشتی راه آمریکا را در پیش بگیرند.اغلب این مهاجران در مناطق فقیر نشین نیویورک و شیکاگو مستقر شدند و بعد در جستجوی کار برآمدند . البته همه آنها نتوانستند برای خود کاری دست و پا کنند و در عین حال همه آنها هم به دنبال کار قانونی نبودند. به این ترتیب ورود مافیا به آمریکا تبدیل به حکایتی عجیب از آمیزش " سنت " و " مدرنیته " شد!. انسانهایی سنتی و عمیقا&nbsp; پرورش یافته در فضای اخلاق و مناسبات عشیره ای، می کوشند در جامعه مدرن آمریکایی نه تنها زنده بمانند ، بلکه رشد کنند و به ثروت های کلان دست یابند. برای سیسیلیایی های مهاجر " نظام عشیره ای " می شود کلید جادویی پیروزی در"جامعه&nbsp; مدرن" &nbsp;؛ جامعه ای که بر فرد گرایی مفرط "اندیویدالیسم" (individualism ) استوار است ، و آنها را به قله های قدرت و ثروت در این جامعه می رساند.</p>
<p dir="rtl">در ابتدا هدف ساده است : &laquo; گذاشتن نان بر سر سفره ی خانواده و حفاظت از احترام و حیثیت شان &raquo; . پناه بردن به " خاندان " سپری است در مقابل گزند های جامعه بی رحم آمریکایی.</p>
<p dir="rtl">ادامه دارد...</p>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" align="center">مافیا</p>
<p dir="rtl" align="center"><img id="il_fi" style="PADDING-BOTTOM: 8px; PADDING-RIGHT: 8px; PADDING-TOP: 8px" src="http://images.wikia.com/godfather/images/f/f3/Old_Don_Vito.jpg" alt="" width="618" height="497" /></p>
<p dir="rtl">واژه ی سیسیلی مافیا ، که امروزه جهانی شده ، از عربی ریشه می گیرد ؛البته تئوریهای زیادی در مورد معنی کلمه " مافیا " مطرح است . صفت سیسیلی " Mafioso " که احتمالا از ریشه لغت " ماهیاس " عربی گرفته شده که به معنای مبارزه پرخاشگرانه است. مردم ایتالیا اعتقاد دارند که کلمه مافیا از جمله " Morte Alla Francia Anelia Italia " &laquo; مرگ بر فرانسه درود بر ایتالیا &raquo;گرفته شده است . یک تئوری دیگر در مورد نام مافیا این است که احتمالا از واژه عربی " مافیها " به معنای" پنهان گاه " گرفته شده است. نهادی بنام مافیا ، در سیسیل ، بزرگترین جزیره دریای مدیترانه در جنوب ایتالیا ، شکل گرفت . این واژه به همان ساختار و مناسبات عشیره ای و ایستارهای ارزشی آشنایی دلالت دارد که در گذشته و بعضا&nbsp; امروز در میان اعراب ، مردم جنوب مدیترانه و تمامی جوامع خاورمیانه ، از جمله ایران ، ریشه دیرین دارد." DON"&nbsp; یا همان خان جوامع عشایری خودمان ، در راس طایفه قرار دارد و خاندان به مفهوم گستردهاش ، یعنی طایفه یا عشیره ، تحت ریاست اوست . ارزش ها و ایستارها نیز همان است : عزت ، شرف ، مردانگی ، غیرت ، کمک به نیازمند ، ستیز علیه مخاصم و انتقام جویی و خونخواهی. این مناسبات از طریق جوامع مهاجر سیسیلی به ایالات متحده آمریکا رفت ، در آنجا انسجام و بقا و رشد یافت و ثروت مهاجران سیسیلی را بهمراه داشت . در بنیان شبکه های تبهکاری سازمان یافته قرار گرفت و به این ترتیب " مافیا " ، به معنی مدرن آن را آفرید.</p>
<p dir="rtl">مردم عمیقا&nbsp; "شرقی " سیسیل ، این جزیره که حتی در نقشه جغرافیایی هم گویی دارد از چکمه نوک تیز ایتالیا &ndash; که پای اروپاست &ndash; لگد می خورد ، از زمان استیلای نورماندی ها (1071 میلادی ) تا دوران معاصر در زیر یوغ و ستم حگام بیگانه بودند. آنها طی این تاریخ طولانی با تمام وجود آموختند که تنها راه مقابله با حکومت ، استحکام تشکیلات درونی و ساختار طایفه ایست که در گویش محلی " کوسانوسترا " (COSA NOSTRA ) خوانده می شود : " آنچه متعلق به ماست " . حکومت به فکر آنها نبود پس آنها نیز به آن اهمیتی نمی دادند . این فرایند ، در فرهنگ سیسیلیایی ، پنهان کاری و درونی کردن مسائل را به شدت تقویت کرد . انسجام طایفه ای قوام بیشتر یافت و " امرتا " قانون سکوت و رازداری ، عمیقا شکل گرفت . در این صورت " بی شرف ترین " کس آن بود که علیه خاندان و مردمش به حکومت حرفی بزند . هر چه بود باید در درون " خاندان " حل و فصل می شد . این نظام طی قرن ها آبدیده شد و انضباطی عجیب را شکل داد . به این ترتیب مافیا شکل گرفت ." دن ها " و طوایف شان ، در برابر کارگزاران حکومت ها ، حاکمان واقعی سیسیل بودند و قواعد و ایستار های طایفه ای برتر و واجب الاطاعه تر از قوانین حکومت ها شناخته شد . البته این ساختار آرمانی آنها نبود ! . جنگ ها و مصیبت ها و انتقام جویی های بی رحمانه طایفه ای و رقابت و ستیز های خونین میان " دن ها " نیز در میان بود . همین سنت ها&nbsp; در مافیای جدید تداوم یافت.</p>
<p dir="rtl">ازیک سو فقر در جنوب ایتالیا و سیسیل و آوازه شهرت آمریکا به عنوان سرزمین آرزوها از سوی دیگر موجب شد تا " دن ها " و اعضای طوایف سیسیل ، با کشتی راه آمریکا را در پیش بگیرند.اغلب این مهاجران در مناطق فقیر نشین نیویورک و شیکاگو مستقر شدند و بعد در جستجوی کار برآمدند . البته همه آنها نتوانستند برای خود کاری دست و پا کنند و در عین حال همه آنها هم به دنبال کار قانونی نبودند. به این ترتیب ورود مافیا به آمریکا تبدیل به حکایتی عجیب از آمیزش " سنت " و " مدرنیته " شد!. انسانهایی سنتی و عمیقا&nbsp; پرورش یافته در فضای اخلاق و مناسبات عشیره ای، می کوشند در جامعه مدرن آمریکایی نه تنها زنده بمانند ، بلکه رشد کنند و به ثروت های کلان دست یابند. برای سیسیلیایی های مهاجر " نظام عشیره ای " می شود کلید جادویی پیروزی در"جامعه&nbsp; مدرن" &nbsp;؛ جامعه ای که بر فرد گرایی مفرط "اندیویدالیسم" (individualism ) استوار است ، و آنها را به قله های قدرت و ثروت در این جامعه می رساند.</p>
<p dir="rtl">در ابتدا هدف ساده است : &laquo; گذاشتن نان بر سر سفره ی خانواده و حفاظت از احترام و حیثیت شان &raquo; . پناه بردن به " خاندان " سپری است در مقابل گزند های جامعه بی رحم آمریکایی.</p>
<p dir="rtl">ادامه دارد...</p>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[کی اسم فیلم رو یادشه؟]]></title>
			<link>http://cafeclassic3.ir/thread-428.html</link>
			<pubDate>Mon, 12 Dec 2011 13:57:22 +0100</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://cafeclassic3.ir/thread-428.html</guid>
			<description><![CDATA[<p>سلام من تازه عضو شدم. یک سوال داشتم. یه فیلم ایتالیایی مربوط به دهه هفتاد یا هشتاد میلادی بود که تلویزیون اون زمون ها پخش کرد. آهنگ هاش دیوانه کننده بود. داستان فیلم درباره یک رئیس پلیس بود که به خانواده های افراد گروگانگیر شده می گفت پول ندن. مافیا هم بچه اش رو دزدیدند و ازش حقوق یک ماهش را خواستند. اون هم نداد و مافیا بچه اش را آخر فیلم از ماشین در حال حرکت بیرون انداختند و کشته شد. خود گروگانگیرها هم توسط پلیس به رگبار بسته شدند. آهنگ های فیلم استثنایی بود. کسی عنوان فیلم رو یادش هست؟</p>
از قسمتی از آهنگ این فیلم در کارتون زیبا و قدیمی خرگوش و گرگ که یک کارتون روسی است هم استفاده شده (صحنه شمشیربازی). آیا کسی آهنگساز این قطعه را ـ که احتمالا آهنگ مشهوری است ـ می شناسد؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سلام من تازه عضو شدم. یک سوال داشتم. یه فیلم ایتالیایی مربوط به دهه هفتاد یا هشتاد میلادی بود که تلویزیون اون زمون ها پخش کرد. آهنگ هاش دیوانه کننده بود. داستان فیلم درباره یک رئیس پلیس بود که به خانواده های افراد گروگانگیر شده می گفت پول ندن. مافیا هم بچه اش رو دزدیدند و ازش حقوق یک ماهش را خواستند. اون هم نداد و مافیا بچه اش را آخر فیلم از ماشین در حال حرکت بیرون انداختند و کشته شد. خود گروگانگیرها هم توسط پلیس به رگبار بسته شدند. آهنگ های فیلم استثنایی بود. کسی عنوان فیلم رو یادش هست؟</p>
از قسمتی از آهنگ این فیلم در کارتون زیبا و قدیمی خرگوش و گرگ که یک کارتون روسی است هم استفاده شده (صحنه شمشیربازی). آیا کسی آهنگساز این قطعه را ـ که احتمالا آهنگ مشهوری است ـ می شناسد؟]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[کتابخانه صوتی]]></title>
			<link>http://cafeclassic3.ir/thread-426.html</link>
			<pubDate>Wed, 07 Dec 2011 09:40:33 +0100</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://cafeclassic3.ir/thread-426.html</guid>
			<description><![CDATA[<p style="text-align: justify;"></p>
<p style="text-align: justify;">این بحث را به شکل جداگانه برای به اشتراک گذاشتن فایل های صوتی ارزشمندی به راه انداختم که در زمره موسیقی و شعر نمی گنجند. نخواستم آن را در بخش پیانوی سام راه بیندازم ، چون احتمالا در این تاپیک فایلهایی را قرار خواهیم داد (البته اگر خداوند در میان دوستان کافه نشین شور و اشتیاقی بیندازد!) که چندان سنخیتی نه با سام خواهند داشت و نه پیانویش!</p>
<p style="text-align: justify;">در همین جا از فرماندهان محترم کافه تقاضا دارم - البته اگر دیگر دوستان مخالفتی ندارند - بحث <span style="color: #0000ff;">&laquo;معرفی کتاب&raquo; </span>را نیز از مجاورت پیانوی سام ، به این بخش منتقل کنند که هر چه باشد به <span style="color: #0000ff;">&laquo;دانش&raquo;</span> بیشتر مربوط است تا سرگرمی.</p>
<p style="text-align: justify;"></p>
<p style="text-align: justify;">برای شروع به کار این تاپیک ، به عنوان اولین پست ، یکی از درس های قدیمی <strong><span style="color: #000080;">استاد محمدتقی جعفری </span></strong>(فیلسوف و انسان شناس فقید معاصر که متاسفانه مثل خیلی دیگر از متفکرین و روشنفکران در میان ما مهجور و ناشناس است ، درست بر خلاف فلسفه درایان و عوام فریبان پرمدعای معاصر!) را قرار میدهم.</p>
<p style="text-align: justify;"></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #000080;">تبیین رابطه میان خدا و انسان خداشناس در پرتوی کلام &laquo;امام علی&raquo;</span></p>
<p style="text-align: center;"><img src="http://www.up98.org/upload/server1/01/w/dnq0yzz6ygit9vbr6k7w.jpg" alt="http://www.up98.org/upload/server1/01/w/dnq0yzz6ygit9vbr6k7w.jpg" /></p>
<p style="text-align: center;"></p>
<p style="text-align: center;"><span style="font-size: small;"><strong><a href="http://www.4shared.com/file/215506458/6582bd6b">از اینجا گوش کنید</a></strong></span></p>
<p style="text-align: center;"></p>
<p style="text-align: center;">مدت زمان : حدود 30 دقیقه</p>
<p style="text-align: center;"></p>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"></p>
<p style="text-align: justify;">این بحث را به شکل جداگانه برای به اشتراک گذاشتن فایل های صوتی ارزشمندی به راه انداختم که در زمره موسیقی و شعر نمی گنجند. نخواستم آن را در بخش پیانوی سام راه بیندازم ، چون احتمالا در این تاپیک فایلهایی را قرار خواهیم داد (البته اگر خداوند در میان دوستان کافه نشین شور و اشتیاقی بیندازد!) که چندان سنخیتی نه با سام خواهند داشت و نه پیانویش!</p>
<p style="text-align: justify;">در همین جا از فرماندهان محترم کافه تقاضا دارم - البته اگر دیگر دوستان مخالفتی ندارند - بحث <span style="color: #0000ff;">&laquo;معرفی کتاب&raquo; </span>را نیز از مجاورت پیانوی سام ، به این بخش منتقل کنند که هر چه باشد به <span style="color: #0000ff;">&laquo;دانش&raquo;</span> بیشتر مربوط است تا سرگرمی.</p>
<p style="text-align: justify;"></p>
<p style="text-align: justify;">برای شروع به کار این تاپیک ، به عنوان اولین پست ، یکی از درس های قدیمی <strong><span style="color: #000080;">استاد محمدتقی جعفری </span></strong>(فیلسوف و انسان شناس فقید معاصر که متاسفانه مثل خیلی دیگر از متفکرین و روشنفکران در میان ما مهجور و ناشناس است ، درست بر خلاف فلسفه درایان و عوام فریبان پرمدعای معاصر!) را قرار میدهم.</p>
<p style="text-align: justify;"></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #000080;">تبیین رابطه میان خدا و انسان خداشناس در پرتوی کلام &laquo;امام علی&raquo;</span></p>
<p style="text-align: center;"><img src="http://www.up98.org/upload/server1/01/w/dnq0yzz6ygit9vbr6k7w.jpg" alt="http://www.up98.org/upload/server1/01/w/dnq0yzz6ygit9vbr6k7w.jpg" /></p>
<p style="text-align: center;"></p>
<p style="text-align: center;"><span style="font-size: small;"><strong><a href="http://www.4shared.com/file/215506458/6582bd6b">از اینجا گوش کنید</a></strong></span></p>
<p style="text-align: center;"></p>
<p style="text-align: center;">مدت زمان : حدود 30 دقیقه</p>
<p style="text-align: center;"></p>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فرهنگ و اصطلاحات سینمایی]]></title>
			<link>http://cafeclassic3.ir/thread-425.html</link>
			<pubDate>Sat, 03 Dec 2011 09:17:43 +0100</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://cafeclassic3.ir/thread-425.html</guid>
			<description><![CDATA[<p><strong>&nbsp;</strong></p>
<p><strong>بازیگر</strong>: بازیگر فردی است که برای ایفای نقش خاصی درفیلم انتخاب می شود بازیگر اززمانی&nbsp; وارد سینما شد که سینما ازمرحله ی فیلمهای ساده ومستند که بیشتر افراد عادی درمقابل دوربین کارهای روزمره ی خود را انجام می دادند، به مرحله روایتگری ارتقاء یافت. بازیگر ابتدا به مفهوم کلی به کار می رفت، یعنی بازیگر می توانست درتئاتر ونیز سینما ایفای نقش کند. چنان که درابتدای ورود مقوله ی بازیگری به سینما، این بازیگران تئاتر بودند که از تحریم اولیه ی خود به درآمدند وحاضر شدند درسینما بازی کنند، اما با بلوغ سینما، این سینما بود که بازیگران تئاتر راپس زد چراکه بازی درسینما با بازی در تئاتر کاملا فرق دارد. بازی وبازیگر درتئاتر ویژگیهایی ازقبیل اغراق درحرکت وبازی ، تداوم بازی یا دریک زمان ارائه شدن بازی وکارروی صدا دارد. درحالی که بازی درسینما، غیرتداومی است و درحرکت وادا ورفتارها اغراق آمیز نیست. بدین شکل بود که سینما برای خود بازیگرانی تربیت کرد وبه این منظور مدرسه بازیگری&laquo; اکتورزاستودیو&raquo; درسال 1947 با مدیریت &laquo; ایلیا کازان &raquo; و &laquo; چریل کرافورد&raquo; درنیویورک تاسیس شد. بازیگرانی چون&laquo;مارلون براندو&raquo; &laquo; جیمز دین&raquo; و&laquo; آنتونی کویین&raquo; ازجمله پرورش یافتگان این مدرسه بودند.</p>
<p dir="rtl"><strong>دوبله</strong>: دوبله اصطلاحی است که دردوزمینه به کار می رود:1- برگردان زبان اصلی وگفتاری فیلمها به زبان کشور نمایش دهند فیلم( درایران، فارسی) 2- ضبط گفتگو ها وجلوه های صوتی دراستودیو یا صدا گذاری.</p>
<p><strong>اپیزود</strong>: هرقسمت ازیک فیلم کوتاه چندقسمتی کامل که بادرونمایه یا مضمونی به دیگر قسمتها متصل می شود، هرچند هرقسمت داستان متفاوتی داشته باشد. مثل فیلم یازده سپتامبر&raquo; که توسط یازده فیلمساز ازجمله سمیرا مخملباف ساخته شد ویا فیلم اپیزودیک &laquo; کابوس &raquo; ساخته ی برادران &laquo; تاویانی&raquo; . تازه ترین نمونه آن ، فیلم &laquo; بلیت &raquo; است که کیارستمی به همراه دوکارگردان دیگر سازنده ی یک قسمت آن هستند.</p>
<p></p>
<p><strong>استودیو</strong>: فضایی است بسته که شبیه مکانهای فیلم بازسازی می شود.</p>
<p></p>
<p><strong>انیمیشن</strong>: انیمیشن به نقاشی متحرک گفته می شود. امروزه غالبا مراد ازاین اصطلاح، فیلمهای مرسوم به کارتون ویا فیلمهایی است که ترکیبی ازنقاشی متحرک وفیلم به معنی مصطلح آن است. گفتنی است فیلمهای کارتونی درواقع نقاشیهای بیجان فراوانی هستند که درفرایند فیلمبرداری تک فریم جان می گیرند. درشرایط کنونی ودرحالی که فناوری پیشرفت گسترده ای یافته است، انیمیشن سازی دشواری گذشته را ندارد واینک با استفاده ازرایانه، آسان تر انجام می پذیرد. شرکت &laquo; والت دیزنی&raquo; مشهورترین تولید کننده ی فیلمهای انیمیشنی است ومعروف ترین شخصیتهای &laquo; دیزنی&raquo; ، تام وجری ، میکی ماوس ، دانلدک وگوفی است. ازفیلمهای مشهور اخیر انیمیشنی می توان به &laquo;شیرشاه&raquo;، &laquo; شرک&raquo; و &laquo; درجستجوی نیمو&raquo; اشاره کرد.</p>
<p></p>
<p><strong>جلوه های اپتیکی</strong>: پدیدار شدن و ناپدید شدن ( قیداین وفیداوت) ، دیزالو، وایپ وهر تکنیکی که از چاپ نوری استفاده می کند. چاپگر نوری به دلیل داشتن عدسیهای ویژه ، انتقال تصاویر یک فیلم به روی فیلمی دیگر را امکان پذیر می سازد.</p>
<p><strong>جلوه های صوتی</strong>: سرو صداهای متفرقه مانند صدای پا، باز وبسته شدن در و.... که علاوه بر صدای همزمان ( موسیقی وگفتار) به باند صدای فیلم اضافه می شود.</p>
<p><strong>جلوه های ویژه</strong><strong>:</strong> عبارت است از ترفندها وروشهایی که به وسیله ی آنها می توان صحنه ای را که اتفاق نیفتاده است وگاه اساسا رخ دادنی نیست، به گونه ای نشان داد که گویی اتفاق افتاده است. جلوه های ویژه معمولا در صحنه هایی شامل آتش سوزی، انفجار، زلزله ، سفر به سرزمین رویاها و ... به کار می رود</p>
<p></p>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>&nbsp;</strong></p>
<p><strong>بازیگر</strong>: بازیگر فردی است که برای ایفای نقش خاصی درفیلم انتخاب می شود بازیگر اززمانی&nbsp; وارد سینما شد که سینما ازمرحله ی فیلمهای ساده ومستند که بیشتر افراد عادی درمقابل دوربین کارهای روزمره ی خود را انجام می دادند، به مرحله روایتگری ارتقاء یافت. بازیگر ابتدا به مفهوم کلی به کار می رفت، یعنی بازیگر می توانست درتئاتر ونیز سینما ایفای نقش کند. چنان که درابتدای ورود مقوله ی بازیگری به سینما، این بازیگران تئاتر بودند که از تحریم اولیه ی خود به درآمدند وحاضر شدند درسینما بازی کنند، اما با بلوغ سینما، این سینما بود که بازیگران تئاتر راپس زد چراکه بازی درسینما با بازی در تئاتر کاملا فرق دارد. بازی وبازیگر درتئاتر ویژگیهایی ازقبیل اغراق درحرکت وبازی ، تداوم بازی یا دریک زمان ارائه شدن بازی وکارروی صدا دارد. درحالی که بازی درسینما، غیرتداومی است و درحرکت وادا ورفتارها اغراق آمیز نیست. بدین شکل بود که سینما برای خود بازیگرانی تربیت کرد وبه این منظور مدرسه بازیگری&laquo; اکتورزاستودیو&raquo; درسال 1947 با مدیریت &laquo; ایلیا کازان &raquo; و &laquo; چریل کرافورد&raquo; درنیویورک تاسیس شد. بازیگرانی چون&laquo;مارلون براندو&raquo; &laquo; جیمز دین&raquo; و&laquo; آنتونی کویین&raquo; ازجمله پرورش یافتگان این مدرسه بودند.</p>
<p dir="rtl"><strong>دوبله</strong>: دوبله اصطلاحی است که دردوزمینه به کار می رود:1- برگردان زبان اصلی وگفتاری فیلمها به زبان کشور نمایش دهند فیلم( درایران، فارسی) 2- ضبط گفتگو ها وجلوه های صوتی دراستودیو یا صدا گذاری.</p>
<p><strong>اپیزود</strong>: هرقسمت ازیک فیلم کوتاه چندقسمتی کامل که بادرونمایه یا مضمونی به دیگر قسمتها متصل می شود، هرچند هرقسمت داستان متفاوتی داشته باشد. مثل فیلم یازده سپتامبر&raquo; که توسط یازده فیلمساز ازجمله سمیرا مخملباف ساخته شد ویا فیلم اپیزودیک &laquo; کابوس &raquo; ساخته ی برادران &laquo; تاویانی&raquo; . تازه ترین نمونه آن ، فیلم &laquo; بلیت &raquo; است که کیارستمی به همراه دوکارگردان دیگر سازنده ی یک قسمت آن هستند.</p>
<p></p>
<p><strong>استودیو</strong>: فضایی است بسته که شبیه مکانهای فیلم بازسازی می شود.</p>
<p></p>
<p><strong>انیمیشن</strong>: انیمیشن به نقاشی متحرک گفته می شود. امروزه غالبا مراد ازاین اصطلاح، فیلمهای مرسوم به کارتون ویا فیلمهایی است که ترکیبی ازنقاشی متحرک وفیلم به معنی مصطلح آن است. گفتنی است فیلمهای کارتونی درواقع نقاشیهای بیجان فراوانی هستند که درفرایند فیلمبرداری تک فریم جان می گیرند. درشرایط کنونی ودرحالی که فناوری پیشرفت گسترده ای یافته است، انیمیشن سازی دشواری گذشته را ندارد واینک با استفاده ازرایانه، آسان تر انجام می پذیرد. شرکت &laquo; والت دیزنی&raquo; مشهورترین تولید کننده ی فیلمهای انیمیشنی است ومعروف ترین شخصیتهای &laquo; دیزنی&raquo; ، تام وجری ، میکی ماوس ، دانلدک وگوفی است. ازفیلمهای مشهور اخیر انیمیشنی می توان به &laquo;شیرشاه&raquo;، &laquo; شرک&raquo; و &laquo; درجستجوی نیمو&raquo; اشاره کرد.</p>
<p></p>
<p><strong>جلوه های اپتیکی</strong>: پدیدار شدن و ناپدید شدن ( قیداین وفیداوت) ، دیزالو، وایپ وهر تکنیکی که از چاپ نوری استفاده می کند. چاپگر نوری به دلیل داشتن عدسیهای ویژه ، انتقال تصاویر یک فیلم به روی فیلمی دیگر را امکان پذیر می سازد.</p>
<p><strong>جلوه های صوتی</strong>: سرو صداهای متفرقه مانند صدای پا، باز وبسته شدن در و.... که علاوه بر صدای همزمان ( موسیقی وگفتار) به باند صدای فیلم اضافه می شود.</p>
<p><strong>جلوه های ویژه</strong><strong>:</strong> عبارت است از ترفندها وروشهایی که به وسیله ی آنها می توان صحنه ای را که اتفاق نیفتاده است وگاه اساسا رخ دادنی نیست، به گونه ای نشان داد که گویی اتفاق افتاده است. جلوه های ویژه معمولا در صحنه هایی شامل آتش سوزی، انفجار، زلزله ، سفر به سرزمین رویاها و ... به کار می رود</p>
<p></p>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[درخواست نام فیلم]]></title>
			<link>http://cafeclassic3.ir/thread-424.html</link>
			<pubDate>Thu, 01 Dec 2011 18:49:29 +0100</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://cafeclassic3.ir/thread-424.html</guid>
			<description><![CDATA[<p>ضمن عرض سلام خدمت دوستان عضو&nbsp; این انجمن</p>
<p>حدودا 10 الی 15 سال پیش فیلمی از شبکه یک پخش شد موضوع فیلم از این قرار بود که 7 جنگجوی مبارز چینی از شهرهای مختلف برای مقابله با ارتش ژاپنی کا جزیره ای رااشغال کرده بودند انتخاب شدند وآنها تا آخرین نفس با ارتش مبارزه کردند و در آخر فرمانده ژاپنی به رسم یادبود از شجاعت 7 نفر کتیبه ای را نوشتند و در آنجا نصب کردند.....</p>
<p>دوستان اگر اسم این فیلم را میدانند برایم بزارند با تشکر</p>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>ضمن عرض سلام خدمت دوستان عضو&nbsp; این انجمن</p>
<p>حدودا 10 الی 15 سال پیش فیلمی از شبکه یک پخش شد موضوع فیلم از این قرار بود که 7 جنگجوی مبارز چینی از شهرهای مختلف برای مقابله با ارتش ژاپنی کا جزیره ای رااشغال کرده بودند انتخاب شدند وآنها تا آخرین نفس با ارتش مبارزه کردند و در آخر فرمانده ژاپنی به رسم یادبود از شجاعت 7 نفر کتیبه ای را نوشتند و در آنجا نصب کردند.....</p>
<p>دوستان اگر اسم این فیلم را میدانند برایم بزارند با تشکر</p>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[روایات سینمایی !]]></title>
			<link>http://cafeclassic3.ir/thread-423.html</link>
			<pubDate>Sat, 26 Nov 2011 10:05:36 +0100</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://cafeclassic3.ir/thread-423.html</guid>
			<description><![CDATA[<p>میدونم که مثل من ، برای خیلی از دوستان گپ و گفتمان های اهالی سینما جذابیت های خاص خودش رو داره ...</p>
<p>از دوستان دیگه هم برای همراهی در این موضوع دعوت می کنم ...</p>
<p>و اما چراغ اول توسط خودم :</p>
<p>..................................................</p>
<p>(( راجع به یک کارگردان حرامزادست که خیلی خودخواهه ، آدم ها را میاره ، خلقشون میکنه و بعد ویرانشون میکنه . راجع به خودمونه ، جان ! ))</p>
<p><strong>اورسن ولز </strong>( خطاب به جان هیوستن در هنگام بازی در فیلم هرگز اکران نشده آن سوی باد )</p>
<p></p>
<p>.........................................................</p>
<p><strong>هانری ژرژکلوزو : </strong>(( فکر نمی کنید فیلم باید شروع ، وسط و پایان داشته باشد ؟))</p>
<p><strong>ژان لوک گدار :</strong> (( مسلما . اما لزوما نه به همین ترتیب ! ))</p>
<p></p>
<p>یا حق ...</p>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>میدونم که مثل من ، برای خیلی از دوستان گپ و گفتمان های اهالی سینما جذابیت های خاص خودش رو داره ...</p>
<p>از دوستان دیگه هم برای همراهی در این موضوع دعوت می کنم ...</p>
<p>و اما چراغ اول توسط خودم :</p>
<p>..................................................</p>
<p>(( راجع به یک کارگردان حرامزادست که خیلی خودخواهه ، آدم ها را میاره ، خلقشون میکنه و بعد ویرانشون میکنه . راجع به خودمونه ، جان ! ))</p>
<p><strong>اورسن ولز </strong>( خطاب به جان هیوستن در هنگام بازی در فیلم هرگز اکران نشده آن سوی باد )</p>
<p></p>
<p>.........................................................</p>
<p><strong>هانری ژرژکلوزو : </strong>(( فکر نمی کنید فیلم باید شروع ، وسط و پایان داشته باشد ؟))</p>
<p><strong>ژان لوک گدار :</strong> (( مسلما . اما لزوما نه به همین ترتیب ! ))</p>
<p></p>
<p>یا حق ...</p>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[بهترین سکانس یک کارگردان از نظر دوستان]]></title>
			<link>http://cafeclassic3.ir/thread-418.html</link>
			<pubDate>Tue, 18 Oct 2011 23:07:32 +0200</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://cafeclassic3.ir/thread-418.html</guid>
			<description><![CDATA[<p style="text-align: right;">می خواستم پیشنهاد کنم که اگر دوستان موافق باشن هر از چند گاهی یکی از کارگردان های مطرح رو در نظر بگیریم ( فعلا از ایران ) و هر کدوم از ما بهترین سکانسی رو که از میون فیلمهای ساخته شده توسط ایشون رو می پسندیم معرفی کنیم و البته ذکر علت انتخاب و اگر بحث گرم شد و طلبید ! راجع به اونها با هم گفتمانی هم داشته باشیم ! به نظرم موجب شناخت بیشتر از ظرافت ها و نقاط قوت کار اونها خواهد شد و در عین حال ممکنه موجب شناخت بیشتر پیدا کردن از روحیات و دیدگاه های جماعت کافه نشین هم بشه !</p>
<p style="text-align: right;">اگه موافق باشین چراغ اول رو به احترام &nbsp;آقای <strong>(( مسعود خان کیمیایی ))</strong> با بهترین سکانس از سینمای ایشون روشن کنیم !</p>
<p style="text-align: right;">دوستداران سینمای حاج مسعود یا علی !</p>
<p style="text-align: right;">و یا حق ...</p>
<p style="text-align: right;"></p>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: right;">می خواستم پیشنهاد کنم که اگر دوستان موافق باشن هر از چند گاهی یکی از کارگردان های مطرح رو در نظر بگیریم ( فعلا از ایران ) و هر کدوم از ما بهترین سکانسی رو که از میون فیلمهای ساخته شده توسط ایشون رو می پسندیم معرفی کنیم و البته ذکر علت انتخاب و اگر بحث گرم شد و طلبید ! راجع به اونها با هم گفتمانی هم داشته باشیم ! به نظرم موجب شناخت بیشتر از ظرافت ها و نقاط قوت کار اونها خواهد شد و در عین حال ممکنه موجب شناخت بیشتر پیدا کردن از روحیات و دیدگاه های جماعت کافه نشین هم بشه !</p>
<p style="text-align: right;">اگه موافق باشین چراغ اول رو به احترام &nbsp;آقای <strong>(( مسعود خان کیمیایی ))</strong> با بهترین سکانس از سینمای ایشون روشن کنیم !</p>
<p style="text-align: right;">دوستداران سینمای حاج مسعود یا علی !</p>
<p style="text-align: right;">و یا حق ...</p>
<p style="text-align: right;"></p>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مد در سينماي كلاسيك]]></title>
			<link>http://cafeclassic3.ir/thread-413.html</link>
			<pubDate>Fri, 23 Sep 2011 19:29:27 +0200</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://cafeclassic3.ir/thread-413.html</guid>
			<description><![CDATA[<p>درود</p>
<p>با اجازه سروان رنو&nbsp; گفتم اين تاپيكو شروع كنم&nbsp; جاي اين مبحث به نظرم تو كافه خالي اومد&nbsp; نحوه پوششش وآرايش در سينماي كلاسيك&nbsp; به نظ من خيلي جذاب و استاثنيه&nbsp; و مطمئنا ميشه مطالب زيادي در موردش نوشت</p>
<p>فقط چون تو اين زمينه تازه كارم ودوستان با اطلاعات زياد هم توي كافه زياداند اميدوار ياري هستم</p>
<p>هم اكنون نياز مند ياري سبزتان هستيم</p>
<p>با سپاس بلانش</p>
<p><img class="smilie" src="http://www.pic4ever.com/images/thankyou.gif" border="0" alt="mmmm:" /></p>
پيوست:آيا اسم درستي براي تاپيك انتخاب كردم؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>درود</p>
<p>با اجازه سروان رنو&nbsp; گفتم اين تاپيكو شروع كنم&nbsp; جاي اين مبحث به نظرم تو كافه خالي اومد&nbsp; نحوه پوششش وآرايش در سينماي كلاسيك&nbsp; به نظ من خيلي جذاب و استاثنيه&nbsp; و مطمئنا ميشه مطالب زيادي در موردش نوشت</p>
<p>فقط چون تو اين زمينه تازه كارم ودوستان با اطلاعات زياد هم توي كافه زياداند اميدوار ياري هستم</p>
<p>هم اكنون نياز مند ياري سبزتان هستيم</p>
<p>با سپاس بلانش</p>
<p><img class="smilie" src="http://www.pic4ever.com/images/thankyou.gif" border="0" alt="mmmm:" /></p>
پيوست:آيا اسم درستي براي تاپيك انتخاب كردم؟]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[زندان : تاریخچه , ادبیات و ... سینما !]]></title>
			<link>http://cafeclassic3.ir/thread-406.html</link>
			<pubDate>Fri, 09 Sep 2011 12:49:16 +0200</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://cafeclassic3.ir/thread-406.html</guid>
			<description><![CDATA[<p style="text-align: justify;">موضوعی را آغاز می کنم که خودبخود موجد زیرشاخه هایش می شود... یک عنوان کلی در دست داشتم <strong><span style="color: #0000ff;">" زندان "</span> </strong>و یک دنیا ایدۀ مربوط و نامربوط... <span style="color: #800080;"><strong>زندان  به چه معناست؟ از کی آمد؟ چه کسانی به آن وارد می شوند و آیا اینان الزاما  بد بوده اند؟ دانشمندان، متفکران و ادیبانی که آن را تجربه کردند، چه کرده  بودند...؟ چه آثاری در دل زندان زاده شده ؟ چه آثاری با محوریت این کلمه  شکل گرفته ؟ مشهورترین زندانهای جهان کجا هستند؟ قبلا چه بوده اند و آیا  اینک نیز دایرند؟!</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #800080;">و ... سینما ! بهترین فیلمهایی که با نگاه به زندان و این محیط ساخته شده، کدامها بوده اند...</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;">در پست نخست، کلیاتی را می آورم... باشد  که با همکاری شما دوستان و جمع آوری اطلاعات علمی، ادبی و سینمایی شما،  منبعی دیگر به منابع ارزندۀ کافه کلاسیک افزوده شود...</p>
<p style="text-align: center;">-----------------------------------------------------</p>
<p style="text-align: justify;">از وقتی بشر در قالب زندگی اجتماعی به  زیستن پرداخت، بزهکاری و خلاف و ارتکاب جرم هم پدید آمد! گاه از مجرم  گریختند و گاه در مقابلش ایستادند، دستگیر و تنبیهش کردند...در گذشته های  دور مجازاتها با قساوت قلب همراه بود، می سوزاندند، کور می کردند، زنده به  گور می کردند و یا طعمۀ حیوانات درنده می ساختند... مجازاتها منعطف و یا  منطبق با جرم نبود... در ایران باستان قلعه هایی داشتند که مجرم را (به  واقع مجرم نه، شخصی که تهدیدی برای حکومت و پادشاه وقت محسوب می شد) در این  قلعه ها محبوس می کردند تا کم کم از حافظۀ اجتماع پاک شود و فراموش  گردد.یکی از مشهورترین این اتفاقات، از زمان گرویدن <span style="color: #0000ff;">قباد </span>پادشان ایران به آئین <span style="color: #0000ff;">مزدک</span> شکل گرفت که روحانیون وقت اورا خلع کردند و <span style="color: #0000ff;">جاماسب</span> برادرش را به جای او برتخت نشاندند. قباد از 498 میلادی در قلعۀ فراموشی  حبس شد... قلعۀ فراموشی دژی مستحکم بود در گل گرد (در شرق شوشتر در استان  خوزستان) که به نامهای گل گرد &ndash; اندمش یا انوشبرد یا قلعۀ فراموشی نیز  خوانده می شد مکانی که کسی حق نداشت نه نام خودش و نه نام زندانیهایش را بر  زبان آورد... (*به اینجا که رسیدم به یاد آن سریال محبوب کره ای افتادم!  درجومونگ هم، چنین مکانی برای زندانی کردن بزرگان مملکت که مغضوب شاه می  شدند وجود داشت، یا فرهنگ مشترک است یا از خودمان ربودند و به خودمان  فروختند ...!!)</p>
<p style="text-align: justify;">در مجموع در ایران قبل از اسلام، زندان  صرفا مکانی برای نگاهداری موقت مجرمین تا فرارسیدن زمان محاکمه بود لذا شکل  ظاهری اش نیز الزاما زندان و قلعه نبود.نخستین بار در زمان <span style="color: #0000ff;">خسرو پرویز</span> بود که از زندان به منظور مکانی برای نگاهداری مجرم در حبس استفاده شد  البته آنهم صرفا برای آن بود که شخص توبه کند که اگر نمی کرد مجازات اصلی  یعنی اعدام درمورد وی اجرا می شد.حبس های با مدت معین وجود نداشت و توقیف  مقدماتی هم ممکن بود تا مدت نامحدود ادامه داشته باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">در صدر اسلام، اعتقاد داشتند که زندانی  کردن به معنای قرار دادن فرد در مکانی تنگ و محدود نیست، بلکه تنها محدود  کردن او و جلوگیری از تصرفات وی آنگونه که خودش می خواهد است. می توانست  این عمل در خانه یا مسجدی باشد که مثلا طلبکار شخص نیز مراقب و همراه او  باشد، به همین جهت <span style="color: #800080;">پیامبر</span> زندانی را اسیر نامید و تاکید داشتند که شخص از اجتماع و مردم دور نشود و احساس سختی و مشقت نکند. در زمان خلیفه دوم <span style="color: #800080;">(عمر)</span> منزل مسکونی <span style="color: #800080;">صفوان ابن امیه</span> خریداری و تبدیل به زندان شد. در زمان <span style="color: #800080;">امام علی (ع)</span> ابتدا مکانی از نی به نام "نافع" بصورت مستقل ساخته شد تا زندانی را در آن  نگهداری کنند، گویا با سوراخ کردن دیوارۀ نئی و فرار یک زندانی، با خشت و  گل زندان ساختند و آنرا "مخیس" نامیدند. پس زندان از صدر اسلام وجود داشته  است...متاسفانه از زمان امویان و عباسیان و ورود اسلام به ایران، شکل زندان  به صورت مکانی تنگ و تاریک و کثیف و شکنجه های نامنطبق با جرم وارد این  ساختار گشت... از ائمۀ اطهار نیز همچنان که آگاهیم، <span style="color: #800080;">امام کاظم (ع) و امام حسن عسگری(ع)</span> به دستور حکام وقت و صرفا به خاطر احساس خطر و قدرت طلبی، دوران زندان طولانی داشتند.</p>
<p style="text-align: justify;">قدیمی ترین زندان در تهران، زندانی به نام انبار شاهی بود که در زیر نقارخانه ارک(محل فعلی بانک ملی بازار) قرارداشت و زیرنظر <span style="color: #0000ff;">حاجب الدوله</span>(رئیس تشریفات) اداره می شد.<span style="color: #0000ff;"> فراشباشی</span>،  رئیس اجرائیات و فراشها نگهبانان انبار شاهی بودند.به دلیل کم بودن غذای  زندانی و اوضاع تاسف بار این زندان، مردم گاه نذورات خود را از سوراخهای  دیوارها به داخل زندان می انداختند و به زندانیها خوراک می رساندند. در این  زمان نحوۀ بستن زندانیها شبیه آنچه در کارتون رابینهود می بینیم، با زنجیر  کردن ردیفی زندانیها به یکدیگر و میخ کردن سر زنجیر به دیوار و بستن پاها  با چوب بود. پارا درمیان چوبهای تراش داده شده به سایز پای زندانی می  گذاشتند و میخی بلند از از این چوبها رد می کردند تا مانع خروج پا شود. در  ایران نیز مانند سایر کشورهای اسلامی وقت، زندان در میان نظام مجازاتی  حکومت جای گرفت.</p>
<p style="text-align: justify;">در دوره معاصر از سال 1298 شمسی به منظور  سر و سامان دادن به وضع نظمیه یا همان شهربانی کشور، عده ای مستشار از سوئد  استخدام شدند. آنها نظام نامۀ محابس (آئین نامۀ زندانها) را تهیه کردند که  در 1298 به تصویب هیئت دولت رسید. زجر بدنی و زنجیر کردن ممنوع شد. در سال  1308 اولین زندان ایران (زندان قصر) جهت نگهداری 600 نفر محکوم بنا شد. پس  از شهریور 20 و اوضاع کلی ایران در خلال جنگ جهانی دوم، هرج و مرج و فساد  داخلی نیز بالا گرفت و با افزایش مجرمان دولت گرفتار کمبود فضای زندان شد.  در سال 47 اولین آئین نامه ها زندانهای با توجه به (اصول علم زندانها) به  تصویب رسید و در سال 54 تصویب نیز شد که با توجه به کمبود امکانات، اکثر  مفاد آن اجرا نشد. پس از انقلاب سال 57، براساس مصوبه شورای انقلاب اسلامی،  زندانها از شهربانی منفک شدند و به شورای سرپرستی زندانها واگذار گردیدند.</p>
<p style="text-align: justify;">تاریخچه زندان در غرب نیز همین سیر تکاملی را داشت منتها با اندکی بزک و دوزک خاص کشورها!</p>
<p style="text-align: justify;">همان کثیفی و بی مبالاتی در رفتار با  مجرمان و مرگ زندانی در زندان بود تا روحانیون مسیح، خواستار تعدیل مجازات  شدند و حبس را به جای اعدام توصیه کردند. انان برای اصلاح و تربیت روحی و  روانی زندانیان از زندانها بازدید به عمل می آوردند. در 817 میلادی در مجمع  روحانیون مسیحی در رم مقررات اداره زندانها تصویب شد و سپس برای رخ دادن  این اصلاح و تربیت درونی زندانیها، مقرر گردید زندانیها انفرادی نگاهداری  شوند تا فرصت تفکر داشته باشند. اولین زندان انفرادی در همان زمان در رم  دایر گشت. در سال 1266 میلادی، مجمع روحانیون تشخیص داد که این شیوه در  متحول ساختن زندانی و پشیمانی وی بسیار موثر بوده است لذا نام زندان به  ندامتگاه تغییر داده شد. در 1557 در شهر لندن قصر متروکی به نام bridwell  &nbsp;بود که از دوره <span style="color: #0000ff;">هنری هشتم</span> برجای  مانده بود، این قصر ابتدا به مسکن فقرا تبدیل شد و سپس زندانی شد برای  نگاهداری ولگردان. در این مکان کار اجباری الزامی گشت.در 1599 در آمستردام  زندان خاصی ساخته شد که هم در آن کار بدنی الزامی بود و هم تربیت مذهبی که  در این زندان نیز از 1605 روش نگهداری انفرادی مجرمان اجرا گشت.</p>
<p style="text-align: center;"><img src="http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/f/f4/Pass_Room_Bridewell_Microcosm.jpg/788px-Pass_Room_Bridewell_Microcosm.jpg" alt="" width="788" height="600" /></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #800080;">برید ول brid well در زمان تبدیلش به مامن فقرا</span></p>
<p style="text-align: justify;">در آمریکا، پس از استقلال از استعمار  انگلستان در 1776 بود که جمهوری خواهان این کشور اعلام کردند: اعدام و  کیفرهای بدنی، فرزند نامشروع حکومتهای سلطنتی است و در حکومت ما جایی برایش  وجود ندارد. باتوجه به اینکه جامعۀ آزاد آمریکا بیشترین آزادی ها را به  ملتش می بخشید، مجازات حبس و سلب آزادی شخص گویی مجازاتی نظیر اعدام محسوب  می شد. &nbsp;انقلاب کبیر فرانسه نیز در 1789 در تشدید این فکر بی تاثیر نبود.  در قانون نامه کیفری فرانسه در 1810 و سپس ایالت باواریای آلمان در 1813  این مسئله کاملا مشهود است و از همان زمان کیفر حبس عنوان مجازات اصلی به  کار گرفته شد و سپس به کشورهای روسیۀ تزاری، ترکیۀ عثمانی، یونان و مصر نیز  وارد گشت.</p>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">موضوعی را آغاز می کنم که خودبخود موجد زیرشاخه هایش می شود... یک عنوان کلی در دست داشتم <strong><span style="color: #0000ff;">" زندان "</span> </strong>و یک دنیا ایدۀ مربوط و نامربوط... <span style="color: #800080;"><strong>زندان  به چه معناست؟ از کی آمد؟ چه کسانی به آن وارد می شوند و آیا اینان الزاما  بد بوده اند؟ دانشمندان، متفکران و ادیبانی که آن را تجربه کردند، چه کرده  بودند...؟ چه آثاری در دل زندان زاده شده ؟ چه آثاری با محوریت این کلمه  شکل گرفته ؟ مشهورترین زندانهای جهان کجا هستند؟ قبلا چه بوده اند و آیا  اینک نیز دایرند؟!</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #800080;">و ... سینما ! بهترین فیلمهایی که با نگاه به زندان و این محیط ساخته شده، کدامها بوده اند...</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;">در پست نخست، کلیاتی را می آورم... باشد  که با همکاری شما دوستان و جمع آوری اطلاعات علمی، ادبی و سینمایی شما،  منبعی دیگر به منابع ارزندۀ کافه کلاسیک افزوده شود...</p>
<p style="text-align: center;">-----------------------------------------------------</p>
<p style="text-align: justify;">از وقتی بشر در قالب زندگی اجتماعی به  زیستن پرداخت، بزهکاری و خلاف و ارتکاب جرم هم پدید آمد! گاه از مجرم  گریختند و گاه در مقابلش ایستادند، دستگیر و تنبیهش کردند...در گذشته های  دور مجازاتها با قساوت قلب همراه بود، می سوزاندند، کور می کردند، زنده به  گور می کردند و یا طعمۀ حیوانات درنده می ساختند... مجازاتها منعطف و یا  منطبق با جرم نبود... در ایران باستان قلعه هایی داشتند که مجرم را (به  واقع مجرم نه، شخصی که تهدیدی برای حکومت و پادشاه وقت محسوب می شد) در این  قلعه ها محبوس می کردند تا کم کم از حافظۀ اجتماع پاک شود و فراموش  گردد.یکی از مشهورترین این اتفاقات، از زمان گرویدن <span style="color: #0000ff;">قباد </span>پادشان ایران به آئین <span style="color: #0000ff;">مزدک</span> شکل گرفت که روحانیون وقت اورا خلع کردند و <span style="color: #0000ff;">جاماسب</span> برادرش را به جای او برتخت نشاندند. قباد از 498 میلادی در قلعۀ فراموشی  حبس شد... قلعۀ فراموشی دژی مستحکم بود در گل گرد (در شرق شوشتر در استان  خوزستان) که به نامهای گل گرد &ndash; اندمش یا انوشبرد یا قلعۀ فراموشی نیز  خوانده می شد مکانی که کسی حق نداشت نه نام خودش و نه نام زندانیهایش را بر  زبان آورد... (*به اینجا که رسیدم به یاد آن سریال محبوب کره ای افتادم!  درجومونگ هم، چنین مکانی برای زندانی کردن بزرگان مملکت که مغضوب شاه می  شدند وجود داشت، یا فرهنگ مشترک است یا از خودمان ربودند و به خودمان  فروختند ...!!)</p>
<p style="text-align: justify;">در مجموع در ایران قبل از اسلام، زندان  صرفا مکانی برای نگاهداری موقت مجرمین تا فرارسیدن زمان محاکمه بود لذا شکل  ظاهری اش نیز الزاما زندان و قلعه نبود.نخستین بار در زمان <span style="color: #0000ff;">خسرو پرویز</span> بود که از زندان به منظور مکانی برای نگاهداری مجرم در حبس استفاده شد  البته آنهم صرفا برای آن بود که شخص توبه کند که اگر نمی کرد مجازات اصلی  یعنی اعدام درمورد وی اجرا می شد.حبس های با مدت معین وجود نداشت و توقیف  مقدماتی هم ممکن بود تا مدت نامحدود ادامه داشته باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">در صدر اسلام، اعتقاد داشتند که زندانی  کردن به معنای قرار دادن فرد در مکانی تنگ و محدود نیست، بلکه تنها محدود  کردن او و جلوگیری از تصرفات وی آنگونه که خودش می خواهد است. می توانست  این عمل در خانه یا مسجدی باشد که مثلا طلبکار شخص نیز مراقب و همراه او  باشد، به همین جهت <span style="color: #800080;">پیامبر</span> زندانی را اسیر نامید و تاکید داشتند که شخص از اجتماع و مردم دور نشود و احساس سختی و مشقت نکند. در زمان خلیفه دوم <span style="color: #800080;">(عمر)</span> منزل مسکونی <span style="color: #800080;">صفوان ابن امیه</span> خریداری و تبدیل به زندان شد. در زمان <span style="color: #800080;">امام علی (ع)</span> ابتدا مکانی از نی به نام "نافع" بصورت مستقل ساخته شد تا زندانی را در آن  نگهداری کنند، گویا با سوراخ کردن دیوارۀ نئی و فرار یک زندانی، با خشت و  گل زندان ساختند و آنرا "مخیس" نامیدند. پس زندان از صدر اسلام وجود داشته  است...متاسفانه از زمان امویان و عباسیان و ورود اسلام به ایران، شکل زندان  به صورت مکانی تنگ و تاریک و کثیف و شکنجه های نامنطبق با جرم وارد این  ساختار گشت... از ائمۀ اطهار نیز همچنان که آگاهیم، <span style="color: #800080;">امام کاظم (ع) و امام حسن عسگری(ع)</span> به دستور حکام وقت و صرفا به خاطر احساس خطر و قدرت طلبی، دوران زندان طولانی داشتند.</p>
<p style="text-align: justify;">قدیمی ترین زندان در تهران، زندانی به نام انبار شاهی بود که در زیر نقارخانه ارک(محل فعلی بانک ملی بازار) قرارداشت و زیرنظر <span style="color: #0000ff;">حاجب الدوله</span>(رئیس تشریفات) اداره می شد.<span style="color: #0000ff;"> فراشباشی</span>،  رئیس اجرائیات و فراشها نگهبانان انبار شاهی بودند.به دلیل کم بودن غذای  زندانی و اوضاع تاسف بار این زندان، مردم گاه نذورات خود را از سوراخهای  دیوارها به داخل زندان می انداختند و به زندانیها خوراک می رساندند. در این  زمان نحوۀ بستن زندانیها شبیه آنچه در کارتون رابینهود می بینیم، با زنجیر  کردن ردیفی زندانیها به یکدیگر و میخ کردن سر زنجیر به دیوار و بستن پاها  با چوب بود. پارا درمیان چوبهای تراش داده شده به سایز پای زندانی می  گذاشتند و میخی بلند از از این چوبها رد می کردند تا مانع خروج پا شود. در  ایران نیز مانند سایر کشورهای اسلامی وقت، زندان در میان نظام مجازاتی  حکومت جای گرفت.</p>
<p style="text-align: justify;">در دوره معاصر از سال 1298 شمسی به منظور  سر و سامان دادن به وضع نظمیه یا همان شهربانی کشور، عده ای مستشار از سوئد  استخدام شدند. آنها نظام نامۀ محابس (آئین نامۀ زندانها) را تهیه کردند که  در 1298 به تصویب هیئت دولت رسید. زجر بدنی و زنجیر کردن ممنوع شد. در سال  1308 اولین زندان ایران (زندان قصر) جهت نگهداری 600 نفر محکوم بنا شد. پس  از شهریور 20 و اوضاع کلی ایران در خلال جنگ جهانی دوم، هرج و مرج و فساد  داخلی نیز بالا گرفت و با افزایش مجرمان دولت گرفتار کمبود فضای زندان شد.  در سال 47 اولین آئین نامه ها زندانهای با توجه به (اصول علم زندانها) به  تصویب رسید و در سال 54 تصویب نیز شد که با توجه به کمبود امکانات، اکثر  مفاد آن اجرا نشد. پس از انقلاب سال 57، براساس مصوبه شورای انقلاب اسلامی،  زندانها از شهربانی منفک شدند و به شورای سرپرستی زندانها واگذار گردیدند.</p>
<p style="text-align: justify;">تاریخچه زندان در غرب نیز همین سیر تکاملی را داشت منتها با اندکی بزک و دوزک خاص کشورها!</p>
<p style="text-align: justify;">همان کثیفی و بی مبالاتی در رفتار با  مجرمان و مرگ زندانی در زندان بود تا روحانیون مسیح، خواستار تعدیل مجازات  شدند و حبس را به جای اعدام توصیه کردند. انان برای اصلاح و تربیت روحی و  روانی زندانیان از زندانها بازدید به عمل می آوردند. در 817 میلادی در مجمع  روحانیون مسیحی در رم مقررات اداره زندانها تصویب شد و سپس برای رخ دادن  این اصلاح و تربیت درونی زندانیها، مقرر گردید زندانیها انفرادی نگاهداری  شوند تا فرصت تفکر داشته باشند. اولین زندان انفرادی در همان زمان در رم  دایر گشت. در سال 1266 میلادی، مجمع روحانیون تشخیص داد که این شیوه در  متحول ساختن زندانی و پشیمانی وی بسیار موثر بوده است لذا نام زندان به  ندامتگاه تغییر داده شد. در 1557 در شهر لندن قصر متروکی به نام bridwell  &nbsp;بود که از دوره <span style="color: #0000ff;">هنری هشتم</span> برجای  مانده بود، این قصر ابتدا به مسکن فقرا تبدیل شد و سپس زندانی شد برای  نگاهداری ولگردان. در این مکان کار اجباری الزامی گشت.در 1599 در آمستردام  زندان خاصی ساخته شد که هم در آن کار بدنی الزامی بود و هم تربیت مذهبی که  در این زندان نیز از 1605 روش نگهداری انفرادی مجرمان اجرا گشت.</p>
<p style="text-align: center;"><img src="http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/f/f4/Pass_Room_Bridewell_Microcosm.jpg/788px-Pass_Room_Bridewell_Microcosm.jpg" alt="" width="788" height="600" /></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #800080;">برید ول brid well در زمان تبدیلش به مامن فقرا</span></p>
<p style="text-align: justify;">در آمریکا، پس از استقلال از استعمار  انگلستان در 1776 بود که جمهوری خواهان این کشور اعلام کردند: اعدام و  کیفرهای بدنی، فرزند نامشروع حکومتهای سلطنتی است و در حکومت ما جایی برایش  وجود ندارد. باتوجه به اینکه جامعۀ آزاد آمریکا بیشترین آزادی ها را به  ملتش می بخشید، مجازات حبس و سلب آزادی شخص گویی مجازاتی نظیر اعدام محسوب  می شد. &nbsp;انقلاب کبیر فرانسه نیز در 1789 در تشدید این فکر بی تاثیر نبود.  در قانون نامه کیفری فرانسه در 1810 و سپس ایالت باواریای آلمان در 1813  این مسئله کاملا مشهود است و از همان زمان کیفر حبس عنوان مجازات اصلی به  کار گرفته شد و سپس به کشورهای روسیۀ تزاری، ترکیۀ عثمانی، یونان و مصر نیز  وارد گشت.</p>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[استودیوهای فیلم سازی]]></title>
			<link>http://cafeclassic3.ir/thread-402.html</link>
			<pubDate>Fri, 09 Sep 2011 12:36:34 +0200</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://cafeclassic3.ir/thread-402.html</guid>
			<description><![CDATA[<p>یکی از دوستان خوب و تازه کافه از&nbsp; پیشنهاد دادند که این تاپیک را استارت کنم چون خودشان در دوره آزمایشی عضویت هستند و امکان ایجاد تاپیک جدید را فعلا ندارند. امیدواریم که تاپیک خوبی بشود.</p>
<p><img src="http://images-mediawiki-sites.thefullwiki.org/08/2/3/3/50166723389943807.jpg" alt="" width="300" height="247" /></p>
<p><img src="http://chaplin.bfi.org.uk/images/720/bfi-00m-s9w.jpg" alt="" /></p>
<p></p>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>یکی از دوستان خوب و تازه کافه از&nbsp; پیشنهاد دادند که این تاپیک را استارت کنم چون خودشان در دوره آزمایشی عضویت هستند و امکان ایجاد تاپیک جدید را فعلا ندارند. امیدواریم که تاپیک خوبی بشود.</p>
<p><img src="http://images-mediawiki-sites.thefullwiki.org/08/2/3/3/50166723389943807.jpg" alt="" width="300" height="247" /></p>
<p><img src="http://chaplin.bfi.org.uk/images/720/bfi-00m-s9w.jpg" alt="" /></p>
<p></p>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[«برنامه نود»]]></title>
			<link>http://cafeclassic3.ir/thread-400.html</link>
			<pubDate>Wed, 07 Sep 2011 16:37:33 +0200</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://cafeclassic3.ir/thread-400.html</guid>
			<description><![CDATA[<p></p>
<p style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA">بی شک مهمترین و جنجالی ترین برنامه تلوزیون ایران در دوازده سال</span><span lang="FA">&nbsp;اخیر ( یعنی دقیقا از</span><span dir="ltr" lang="FA"> </span><span style="color: blue;" lang="FA">جمعه شب 22 مرداد 1378 </span><span lang="FA">تا به امروز ) برنامه</span><span dir="ltr" lang="FA"> </span><strong><span style="color: purple;" lang="FA">نود</span></strong><strong><span style="color: purple;" dir="ltr" lang="FA"> </span></strong><span lang="FA">بوده است. کیفیت این برنامه و حال و هوا و جهت گیری های آن رابطه مستقیمی با شخصیت و منش مجری/تهیه کننده/کارگردانش</span><span dir="ltr" lang="FA"> </span><strong><span style="color: green;" lang="FA">عادل فردوسی پور</span></strong><span dir="ltr" lang="FA"> </span><span lang="FA">داشته و دارد</span><span dir="ltr">. </span></p>
<p style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA">جدا</span><span dir="ltr" lang="FA"> </span><span lang="FA">از نقشی که این برنامه در تغییر نگاه فوتبال دوستان ایرانی داشته و</span><span dir="ltr" lang="FA"> </span><span lang="FA">بحثهایی (در حدی فراتر از نگاه محافظه کارانه حاکم بر رسانه ملی) که راه</span><span dir="ltr" lang="FA"> </span><span lang="FA">انداخته و ابهاماتی که روشن کرده (یا نکرده) ، این برنامه هم با فراز و</span><span dir="ltr" lang="FA"> </span><span lang="FA">نشیبهایی در این سالهای پخش داشته است</span><span dir="ltr">.</span></p>
<p style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA">می</span><span dir="ltr" lang="FA"> </span><span lang="FA">خواهیم در این بحث نگاهی عمیق تر و اصولی تر به این برنامه و فراز و</span><span dir="ltr" lang="FA"> </span><span lang="FA">نشیبهایش ،&nbsp;علل افت و دلایل اوجش داشته باشیم. باشد که حاصل این بحث ،</span><span dir="ltr" lang="FA"> </span><span lang="FA">پیشنهادی سازنده و کارامد شود برای دست اندرکاران این برنامه همچنان محبوب</span><span dir="ltr">.</span></p>
<p style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"><span dir="ltr">&nbsp;</span></p>
<p style="text-align: center; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"><span dir="ltr"><img src="http://www.funpatugh.com/img/90/Tir/20/2b9268d555f3c3b5e1b43e07e099f09a.jpg" alt="http://www.funpatugh.com/img/90/Tir/20/2b9268d555f3c3b5e1b43e07e099f09a.jpg" /></span></p>
<p style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"><span dir="ltr">&nbsp;</span></p>
<p style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"><span dir="ltr">&nbsp;</span></p>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p></p>
<p style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA">بی شک مهمترین و جنجالی ترین برنامه تلوزیون ایران در دوازده سال</span><span lang="FA">&nbsp;اخیر ( یعنی دقیقا از</span><span dir="ltr" lang="FA"> </span><span style="color: blue;" lang="FA">جمعه شب 22 مرداد 1378 </span><span lang="FA">تا به امروز ) برنامه</span><span dir="ltr" lang="FA"> </span><strong><span style="color: purple;" lang="FA">نود</span></strong><strong><span style="color: purple;" dir="ltr" lang="FA"> </span></strong><span lang="FA">بوده است. کیفیت این برنامه و حال و هوا و جهت گیری های آن رابطه مستقیمی با شخصیت و منش مجری/تهیه کننده/کارگردانش</span><span dir="ltr" lang="FA"> </span><strong><span style="color: green;" lang="FA">عادل فردوسی پور</span></strong><span dir="ltr" lang="FA"> </span><span lang="FA">داشته و دارد</span><span dir="ltr">. </span></p>
<p style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA">جدا</span><span dir="ltr" lang="FA"> </span><span lang="FA">از نقشی که این برنامه در تغییر نگاه فوتبال دوستان ایرانی داشته و</span><span dir="ltr" lang="FA"> </span><span lang="FA">بحثهایی (در حدی فراتر از نگاه محافظه کارانه حاکم بر رسانه ملی) که راه</span><span dir="ltr" lang="FA"> </span><span lang="FA">انداخته و ابهاماتی که روشن کرده (یا نکرده) ، این برنامه هم با فراز و</span><span dir="ltr" lang="FA"> </span><span lang="FA">نشیبهایی در این سالهای پخش داشته است</span><span dir="ltr">.</span></p>
<p style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA">می</span><span dir="ltr" lang="FA"> </span><span lang="FA">خواهیم در این بحث نگاهی عمیق تر و اصولی تر به این برنامه و فراز و</span><span dir="ltr" lang="FA"> </span><span lang="FA">نشیبهایش ،&nbsp;علل افت و دلایل اوجش داشته باشیم. باشد که حاصل این بحث ،</span><span dir="ltr" lang="FA"> </span><span lang="FA">پیشنهادی سازنده و کارامد شود برای دست اندرکاران این برنامه همچنان محبوب</span><span dir="ltr">.</span></p>
<p style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"><span dir="ltr">&nbsp;</span></p>
<p style="text-align: center; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"><span dir="ltr"><img src="http://www.funpatugh.com/img/90/Tir/20/2b9268d555f3c3b5e1b43e07e099f09a.jpg" alt="http://www.funpatugh.com/img/90/Tir/20/2b9268d555f3c3b5e1b43e07e099f09a.jpg" /></span></p>
<p style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"><span dir="ltr">&nbsp;</span></p>
<p style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"><span dir="ltr">&nbsp;</span></p>]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>
